مرجع دانلود مقاله , تحقیق و جزوه های دانشگاهی
دسته بندی محصولات

دانلود مقاله ارشد تاریخ اوضاع سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ،‌تاريخي بني حماد در الجزاير

دانلود مقاله ارشد تاریخ اوضاع سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ،‌تاريخي بني حماد در  الجزاير

 

 

 

 

 

 

دانلود مقاله ارشد تاریخ اوضاع سياسي،اجتماعي فرهنگي،‌تاريخي بني حماد درالجزاير

 

موضوع: اوضاع سياسي، تاريخي،‌اجتماعي ، فرهنگي بني حماد در الجزاير

سؤال اصلي كه مطرح است اين است دليل پديد آمدن اين قوم در الجزاير چه بوده است ؟ و چرا بعد از مدت مديدي دچار انقراض و سقوط شد؟

فرضيه اول اين است كه ما مي بينيم قبيله اي دروادي هاي مختلف آن بين تمامي شهرهاي مغرب پخش شده است . مانند زنانه و صنهاجه چه در مغرب يا مغرب ميانه و آفريقا يا امتداد يافتند . همچنانكه قيام دولتها با وحدت سياسي حقيقي بخش هاي فراواني از شهر هاي مغرب رادر بر مي گيرد خود مؤيد اين اصل است . مانند آن دولت ،‌فاطميون و مرابطين مي باشند، و دولت حمادي از بدو تأسيس تا زمان سقوط داراي جايگاهي بزرگ و مهم در تاريخ .غرب مياني بوده و ساكنان الجزاير به توقي دادن دولت حمادي همت گماشتند و سعي در گسترش نفوذ دولت حمادي در مغرب اقصي داشتند اما اين دولت چند سالي بيشتر بطول نانجاميد كه باعث سقوط شد و نتوانست براقصي نقاط آن تسلط داشت باشد همچنانكه با مشكل بزرگي مواجه بود كه در رأس آنها هجوم قبايل عربي در (642 هـ) بود كه يكي از دلايل مهم انقراض دولت در سال 547 گرديده است .

سئوال ديگري كه مطرح است اين است كه تأثيرات حكومت حمادي در مغرب مياني چه بوده‌ است؟ حقيقتاً حمادي‌ها از بهترين حاكماني بودند كه بر سرزمين هايشان در جهان اسلام حكومت كردند علي رغم اختلاف داخلي هميشه به فكر راحتي و ارتقاء سطح زندگي مردم عادي و مصالح كشور بودند . خصوصاً در زمان حكومت ناصر و منصور كه به بالاترين حد مجد و ابهت دست يافتند ايجاد كاخ ها، ‌بنا هاي فراوان ،‌جذب دانشمندان ممتاز در علوم فقهي و ديني ، بحث و مناظره با علما خصوصاً رجال فقه ، كلام ، علوم طبيعي مانند كيميا و….. سازش و روابط با دول اروپايي و قبايل عربي هلالي كه حالت ثبات سياسي ، اقتصادي ، مالي و امنيتي را براي دولت حمادي به ارمغان آورد.

هدف و اهميت تحقيق

كاركرد صحيح و درست اقوام و قبائل متعدد در طول تاريخ از لوازم واجب و اجتناب ناپذير آنان براي برپايي و دوام شان بوده و بازگو كردن عوامل مهم شكوفايي و رشد شان سبب تجربه اندوزي و درس گرفتن از آنان مي شود در قرون 5 و 6 قدرتهاي سه گانه بزرگي مثل زنانه ، بني زيري ، بني حماد در مغرب عربي سربر آورند، از ميان اين دول بزرگ ، دولت حمادي حكومتي محلي و قبيله اي تشكيل داد. درست است به جايگاه دولتهاي بزرگ مثل مراطبين ، موحدين نمي رسيدو پايتخت آنان ننيز از نظر ارزش و اعتبار به پاي شهرهاي فاس و مراكش يا قيروان نمي رسيد اما در طول يك قرن و نيم توانستند دست به فعاليت هاي عمراني ، كشاورزي ، فرهنگي ، معماري و … بزنند. تا آنجا كه مردم ديگر شهرها به هجرت به سوي قلعه و بجايه دو پايتخت مهم آنان ترغيب شدند . به گفته اين خطيب شهر قلعه شاهد پيشرفت‌هاي معماري و فرهنگي بسياري از جمله قصرهاي زيبا، برج‌هاي مرتفع ، مساجد زيبا  و وسيع بوده است و به راستي قلعه، قلعه علم و مذهب شد.

مؤسس دولت (حماد ) نگهبان مرزهاي دولت حمادي بوده تا جائيكه حكومت الجزاير شرقي و حفظ و صيانت ان از هجوم قبايل زناني بر عهده او بوده، از رودخانه شلف تا رودخانه موبويه يعني بر تمام مغرب تسلط پيدا كرد و جانشينان او نيز روية او را ادامه داده و به مجدو عظمت وصف ناپذيري دست يافتند و از بزرگترين شهرهاي آفريقا و يشرفته ترين آنها شد.

اما با تمام اين مزايا عوامل زيادي باعث زوالشان شد حمله دشمنان خارجي مثل نورمان‌ها ،‌بني هلال، مراطبين و موحدين ، بني زيري ، فساد و رفاه طلبي و بي كفايتي يحيي بن العزيز ، خيانت وزيرش ميون ميمون بن حمدون و همكارانش با موحدين و عوامل ديگر خصوصاً اختلاف و انقلابات داخلي سبب ستوطشان شد، اين دولت نتوانست شرايط سازگاري و هماهنگي را براي ماندگاري بيشتر قبل از انحطاط فراهم كند ، و زماني كه رو به انقراض مي‌رفت عوامل بسياري در سقوطش او را ياري كردند.

و هدف ما نيز شناخت پيچ و خم هاي دولت ، عوامل ضعف و قدرت او ، و چگونگي بوجود آمدن دول بزرگ در عرصة سياست خارجي ، تأثير دولت از جهات مختلف فرهنگي ، علمي و …. بر شهرهاي هم جوار بوده است.

تحليل منابع تحقيق

روش تحقيق كتابخانه اي ، توصيفي ،‌مقايسه اي است، بدين منظور كه با بررسي كتب و نشريات متعدد كه از دوران اين قوم بر جاي مانده و با تحقيقاتي كه بعداً انجام گرفته است توانسته ام بررسي جامع و كاملي از اين دولت داشته باشم ،‌منابع فراواني ما را در اين زمينه ياري داده اند، خصوصاً منابع جامع و كاملي كه به فارسي نوشته شده مثل العبرومقدمه اين خلدون، كامل ابن اثير و كتب عربي كه ترجمه نشده اند مثل موسوعه تاريخ العالم ج 2 كه براستي منبع عظيم و جامعي بوده است . اگر منابع بزرگ و عظيم تاريخ حمادي را كنار گذاريم بقيه منابع شرح مختصري از دولت در اختيار محقق مي‌گذارند مثل نظم الجمان ، قاموس الاسلامي ، مسالك الممالك ، نجوم الذاهره و... ، خصوصاً زماني كه اين حكومت محلي از دل دولت بزرگتري مثل بني زيري در تونس برخاسته باشد. منابع بسياري در مورد بني زيري اطلاع مختصري مي دهند امادر مورد بني حماد مطلبي در كتاب خويش نمي‌‌آورند حال شايد روش حكومتي و مملكت داري اين دو قوم شبيه هم بوده البته در مواردي مثل عقايد و مذاهب و شيوه و مسلك حكومتي و مدارا با دول خارجي ، با دولت همسايه (بني زيري) اختلاف داشته‌اند‌.

منابع تاريخي بيشتر به بررسي وقايع تاريخي ، سياسي دولت حمادي مي پردازند و كمتر از مسائل ديگر مثل فرهنگي ، مذهبي . روش حكومتي و … سخني به ميان آورده اند و اگر محقق بخواهد اطلاع كاملي در اختيار ديگران بگذارد بايد اين دولت را توأماً با دولت بني زيري مطالعه نمايد زيرا در حقيقت قالب و شكل منحصر به فرد و واحدي داشته اند

   

فصل دوم

اوضاع جغرافيايي مغرب اوسط

به دوران فرمانروايي

اوضاع جغرافيايي دوران بني‌حماد

مرزهاي دولت‌حمادي و گستردگي و تحول آن

  • پيش‌درآمد

  • سيماي كلّي مرزهاي اين دولت

  • مرحله اشير

  • مرحله قلعه

  • مرحله بجايه

مقدمه

مرزهاي جغرافيايي

در بررسي هر يك از دولتهاي مغرب عربي پژوهشگر خود را در مقابل پديدة دائمي جزر و مد جغرافيايي مرزهاي اين دولت مي‌يابد يعني تقسيم جغرافيايي داخلي مغرب عربي كه در حقيقت بر اساس جغرافيايي نيست. يكي از حقايق بارز وجودي آن است، ساحل مغرب از كنارة درياي مديترانه از غرب تا برقه و تا طنجه امتداد دارد،از لحاظ جغرافيايي به اقيانوس اطلس متصل است و جغرافيايي آن به تقسيم سياسي‌اش ربطي ندارد و  نيز در جنوب صحرايي وجود دارد كه پديدة جغرافيايي مشابهي از لحاظ آب و هوا در تمامي كشورهاي مغرب عربي پديد مي‌آورد و منطقه مركزي مغرب، مرتفعات (نجود)را تشكيل مي‌دهد كه شايد به نوبة خويش در تمامي مغرب عربي يگانه و بي‌مانند باشد و همچنانكه درياي مديترانه (درياي روم) وسيله‌اي براي ارتباطات بود، صحرا نيز وسيله ديگر بود و كودتاها بين شهرهاي مغرب عربي مانع نبود بلكه عامل اتحاد كوه‌ها و تپه‌ها بين آنها شده است، تقسيم جغرافيايي مغربي تقسيمي بين افراد سياسي موجود در مغرب نيست كه هر يك از آنها را با مرزهاي طبيعي از ديگري جدا كرده باشد بلكه آن تقسيمي است كه بطور افقي درداخل اين شهرها امتداد يافته به گونه‌اي كه هر يك از آنها خود مستقل است كه بزرگترين محيط‌هاي جغرافيايي مغرب را شامل مي‌شود. پس هيچ علاقه‌اي بين تقسيم سياسي و اختلاف در محيط وجود ندارد. شايد آنچه كه مؤكد اين پديده است اين باشد كه ما مي‌بينيم قبيله‌اي در وادي‌هاي مختلف آن بين تمامي شهرهاي مغرب پخش شده است مانند زنانه، صنهاجه كه در مغرب يا مغرب ميانه و آفريقا امتداد دارند. همچنانكه قيام دولت‌ها با وحدت سياسي حقيقي بخش‌هاي فراواني از شهرهاي مغرب را در برمي‌گيرد خود مؤيد اين امر است .

مثال آن دولت فاطميون و مرابطين مي‌باشد به استثناي دولت موحدين كه تمامي مغرب را در برگرفت ومشابهت رسومات و عادات و خصوصيات نژادي و شرايط تاريخي بين گونه‌هاي سياسي كه مغرب عربي برآنها تقسيم مي‌شود، دليل واضحي است افزون برادّله‌اي كه نزديكي جغرافيايي بين محيط‌هاي مغرب كه گونه‌هاي سياسي‌اش از آن ساخته شده مورد تأييدقرار مي‌دهد.جغرافي‌دانان عرب، مغرب را در اين دوره‌ها به سه بخش تقسيم كرده‌‌اند كه عبارتند از 1- آفريقا ( تونس)
 2- مغرب‌مياني ( الجزاير)  3- مغرب دور ( مراكش)

« ولايت برقه» كه  ليبي اطلاق مي‌شد اغلب تابعيت مصر را داشت كه در اين دوره‌ها فاطمي‌‌ها بر آن حكم مي‌راندند و يا تأثير پذيرفتن از مظاهر نزديكي و شباهت كه بيان كرديم پديده‌اي موسوم و تكراري مرزهاي بين كشورهاي مغرب عربي را دستخوش تغيير مي‌ ساخت و اغلب حكومت‌هايي كه در مغرب عربي تشكيل مي‌شد، مرزهايشان به تبعيت از ضعف و قدرتشان تن به اين تغييرات مي‌دادند و اين تغييرات تابع قرادادهاي سياسي داخلي نيز بود، درگيري قبيله‌اي در اين دوره‌ها بر مغرب سايه افكنده بود و به پيدايش اين پديده كمك مي‌كرد و درگيري‌هايي كه هميشه مرزهاي جغرافيايي را به شدت دچار دگرگوني مي‌‌ساخت. مشخصه مرزهاي كشورهاي مغرب عربي در اين دوره‌ها اين بود كه در طي حيات يك حكومت واحد و شايد يك حاكم واحدي به سرعت دچار تغيير مي‌شد غلبه‌‌كردن براين پديده چگونه ميسر مي‌شد؟

چگونه مي‌توانيم بعنوان مثال به مرزهايي مانند حكومت حماد برسيم؟ من اين حكومت را مواجه با چندين مرز‌بندي مي‌يابم و شايد بعضي از آنان بطور عجيبي از اين حكومت سخن گفته باشند، به تبع آن بزرگترين وسعت جغرافيايي را كه به آن دست يافته را به او داده‌اند و همچنان مانده است كه اين دولت تنها در نيمه دوم زندگي‌اش به اين گستردگي نايل ‌آمده و چند سالي بيشتر به طول نه‌انجاميد كه آنرا از دست داد، و نتوانسته براقصي نقاط آن تسلط داشته باشد زيرا با مشكل بزرگ مواجه بود كه در رأس آنها مشكل هجوم قبايل عربي در سال ( 422 هـ.) به دستور مستنصر فاطمي و وزيرش(اليازوري) وجود داشت.

از طرف ديگر بعضي كتاب‌ها سعي در ترسيم نقشه اين دولت از لحاظ جغرافيايي كرده‌اند ولي ولايت قسنطنيه والجزاير را به حساب نياورده‌اند،  بنابراين خود را مقابل روشي در بررسي مرزهاي دولت‌ حمادي‌ها مي‌يابيم كه خود را ‌بر من تحميل مي‌كند( كه آن  را برگزينم) و اين روشي است كه مي‌توان آن را بررسي مرزهاي حكومت حمادي‌ها ناميد.

در اين تاريخ به نمادهاي عمومي اين مرزها كه بين عميق‌ترين حدود مدو عميق‌ترين حدود جزر (دورترين و نزديك‌ترين ) امتداديافته پرداخته‌ايم. پس از اين مرزها را به گونه‌اي تقسيم كرده‌ام كه تا حد زيادي با مركزي كه اين دولت بعنوان نقطه شروع زندگي و حكومت براي دفاع و هجوم انتخاب مي‌كرد تناسب داشته باشد و نيز به نقشي كه مركز حكومت در اين دوره داشت نظر داشته‌ام و نيز به هر مركز از مراكز حكومت بعنوان نقطه آغازين جهش به مرحلة نوين با مرزهاي جديد نگاه كرده‌ام. پس وضعيت مرزها تنها پيرو وضعيت حكومت و ميزان قدرت و ضعف آن و پشتوانه تمدن و فرهنگي‌اش بوده است و اين اساس تحقيق من دربارة مرزهاي حكومت حمادي‌ها بوده است.

1- نماي كلي مرزهاي حكومت

دولت مغرب تابع دولت فاطمي بود، همانا دولت و مملكت مغرب در كنار درياي  مديترانه بود، بعد از تسلط مسيحيان بر آنجا ضعيف شد و به دولت زيرين در تونس و حمادي در الجزاير تقسيم شد، سپس ظيفه فاطمي (المستنصر) كوشيد در سقوط و از بين بردن اين اقاليم.[1]

مرزهاي حكومت حمادي‌ها در طول تاريخ دستخوش تغييراتي متوالي بود. در مرحله‌ي اول مرزهايش براساس مالكيت همگاني كه بر حسب تلاش بنيان‌گذار آن قابل تعديل است طرح‌ريزي شده است همچنانكه قرارداد سياسي و صلح بر آن تصريح دارد زيرا هر دو آنها ذكر كرده‌اند كه حماد مؤسس حكومت آن را از كشورهاي مغرب نگرفته است. همچنانكه طبيعت روابط سياسي در آن دوره تابع سطح خود دولت و توانايي‌اش در حفاظت از مرزها بود. بر اساس اين دو عامل مذكور، حكومت ‌حمادي چه در بزرگ‌شدن و چه در كوچك شدن مرزها، دچار نوسان بوده است.

با وجود اينكه ويژگي‌ اغلب اين مرزها اين بود كه جزئي را تشكيل داده كه امروزه بعنوان كشور الجزاير و (مغرب‌ميانه ) خوانده مي‌شود.

مرزهاي دولت حمادي تنها در دوره‌هاي كمي از روزگارش از الجزاير تجاوز كرده آن وقت كه از ناحيه شرق امتداد يافت و برتونس، قيروان، صفاقس وجريده و جزيره جربه توسن حكم يافت، ولي اين فرصت را نيافت كه بر اين قلمرو افزوده و به خاك وي بطور حقيقي حكم راند زيرا كه در طي اين دوره نزديك بود كه به افول و قهقرا روي آرد.

اگرثابت شود كه صاغبه از اهالي آفريقا ( تونس) بسوي بني‌حماد رفته و تونس از قلمرو معز جدا شده و ريش سفيدان آن نزد پنجمين اميرحمادي‌ها، ناصربن‌علناس» (454 ـ 481) براي رسيدگي به اموراتشان فرستاده شده باشند تمامي اينها تنها چند سالي طول كشيد زيرا كارگزار تونس آنها عبدا‌لحق بن خراسان ضهاجي خيلي زود استقلال خويش را اعلام داشت.

يكي از مورخين متأخر بر اين باور است كه مرزهاي حكومت بني‌حماد از مرزهاي دو ولايت الجزاير و قسنطينه تجاوز نكرده است. جز اينكه اين دولت در جنوب تازاب و دشت ريغ و رقله وارجلان امتداد داشته و اين در داخل امتداد بزرگي را به وي مي‌بخشد تا مرزهاي اين دو ولايت را نيز در نوردد، زيرا ورقله در جنوب صحراي الجزاير بسيار فرو رفته و اين باعث شد كه در اين دوره حكومت حمادي‌ها بعنوان نماينده بزرگ كشور الجزاير بحساب آورده شود؛ اما در شمال ساحلي كناره‌هاي قلمرو حكومت سرزمين‌هاي كشيده شده از بونه (عنابه) و خليج سكيكده بندر تجاري ولايت قسنطنيه ـ تا السيق0 سويس) نزديك وهران و تلسمان را در برگرفته بود. يعني حكومت حمادي‌ها از ساحلي بزرگ برخوردار بود كه تقريباً نصف ساحل مديترانه‌اي تلسمان را در برگرفته بود. يعني حكومت حمادي‌ها از ساحلي بزرگ برخوردار بود كه تقريباً نصف ساحل مديترانه‌اي الجزاير به مساحت 1200 كيلومتر را فرا مي‌گيرد و در بين بونه و الجزاير مجموعه‌اي از شهرهاي ساحلي مشهور مانند جيجل و بجايه و أزفون و دلّس و غيره قرار گرفته است.

«مراكشي» بر اين باور است كه مرزهاي حكومت از قسنطنيه مغرب در شرق الجزاير تا جائي به نام « سيق» ( سوئيس) در غرب امتداد داشته، او و بعضي از هم عقيده‌هاي وي برآنند كه قسنطنيه در آن زمان آخرين كشور آفريقايي بود و ماوراي غرب قسنطنيه در مغرب غير‌آفريقايي بود و به نظر وي ابتداي مغرب شهري از ولايت قسنطنيه به اسم مسيله بوده است كه نرسيده به بجايه و در خشكي واقع شده،

آنچه به نظر مي‌رسد اين است كه مراكشي كشورهاي ميله و قسنطنيه و سكيكده را نام برد. و هدف وي از هر كدام از ‌آنها ابتداي مرز شرقي حكومت حمادي‌ها يا الجزاير بوده است.

زيرا كه همة آنها در كنار هم واقع شده و اين مبتكر وجود بونه در مرز شرقي (ساحل) براي اين حكومت نيست. همچنانكه واژه مغرب را به كار گرفته و منظور وي از  آن كشور الجزاير ( مغرب ميانه) و مغرب دور بوده است.

«ابن‌خلدون» در مقد‌مه‌اش بر اين عقيده است كه مرزهاي حكومت حماد‌ي‌ها ما بين كوه‌هاي اوراس تا تلمسان و ملويه است. و روشن است كه كوه‌هاي أوراس مرز طبيعي شرق ولايت قسنطنيه است. اما اينكه از تلمسان به عنوان مرز غربي تعيين مي‌كنند. بايستي در آن به اين نكته توجه شود كه تلمسان از سال 474 ه.(1081) در دست مرابطين و قبل از آن نيز در دست زنانه  بوده است و مركز فرمانروايان آنان بود و قبايل زنانه و غيره در حوالي آن ساكن بوده‌اند ما بر اين باوريم كه منظور او سرزمين مشترك بين دو ايالت تاهرت و تلمسان بوده اگر او مرزبندي كلي مرزهاي دولت را به كار گرفته باشد.

وشايد سرزميني نزديك به منطقه سيق( سوئيس) مرز مشهور بين حمادي‌ها و مرابطين باشد و خود ابن‌خلدون در كتاب العبر مرزبندي ديگري را نام برده كه منظور ما را تأييد مي‌كند.

او گفته كه: دولت‌ حمادي‌ها از مسيله و أشير وطنبه، الزاب، تاهرت، بندر دياج و سوق حمزه و زواره و فتوحات مغرب مياني است.

و اين مرز بندي مغرب مياني ابوالفداء را تأييد مي‌كند بر اين اساس كه از شرق وهدان در تلمسان مسير يك روزه‌اي در شرق آن تا آخر مرزهاي بجايه باشد، اما دايره‌المعارف اسلامي مي‌گويد: كه حكومت حمادي‌ها، از درياي‌مديترانه تا زيبان ( از شمال تاجنوب) و از خضنه تا تيهرت شهر صحرايي واقع شده بين ‌اغواط ورقله يا  بين نيلي و غددايه باشد.

در مرزبندي دايره‌المعارف اسلامي و منابع قبلي مسافت فراواني وجود دارد، همچنانكه مرزبندي از شرق تا غرب ( از خفته تا تاهرت) نيز غير دقيق است زيرا مرزبندي دايره‌المعارف با ديگر منابع بسيار اختلاف دارد.

تعريف ادريسي يكي از جغرافيدانان اين عصر،مرز‌بندي دقيقي از مرزهاي حكومت حماد‌ي‌ها را ارائه نكرده است بلكه تها به ذكر شهرهاي تابع مغرب مياني بسنده كرده و آنها را به اين شكل نام برده است: برشك، جزاير  بني‌مزغسينه، تدلس، بجايه. جيجل، مليانه، قلعه، مسيله، غدير. مقده ، نقاوس، طبنه، قسنطنيه، تيجس، با غايه، تيفاش ، دورمرين، بلرمه، دارملوك ميله.) و اين مرزبندي فاقد بعضي شهرهاست كه بدون شك در اين دوره تابع جغرافيايي مغرب ميانه بوده‌اند مانند تاهرت وأشير كه تابع سياسي دولت حمادي‌ بودند، او همچنين تلمسان و هران را از مغرب مياني ندانسته هر چند كه آن دو شهر در عرف جغرافيايي آن دوره علي‌رغم دگرگوني‌هاي سياسي تابع حكومت حمادي‌ها بوده‌اند.

واما «البكري» نزديكترين جغرافي‌دانان معاصر حمادي‌ها مثل ادريسي‌نخواسته كه مرزهاي حكومت را بطور دقيقق ترسيم نمايد.

از همة اين موارد مي‌توان به اين نتيجه در واقع رسيد كه مرزهاي حكومت ‌حماد‌ي‌ها به شكل مثلثي بوده كه قاعدة آن (ورقله در جنوب و مرز شرقي اش (بونه) و خليج سكيكده و مرز شمال غربي‌اش با كمي تسامح ( سيق يا سوئيس ) بوده است.

دولت حمادي‌ها مجموعه از مشهورترين شهرهاي الجزايري مانند الجزاير را دربرمي‌گرفت كه شهري قديمي داراي آثاري از گذشتگان و مخروبة محكمه‌اي است كه نشان مي‌دهد، اين شهر مركز حكومت ملت‌هاي پيشين بوده است.

اين شهر در گذشته ( ايكسيوم) نام داشته و در اثر يورش‌هاي (وندال) و شورش‌هاي بربرها تخريب گشته تا اينكه «بلكين» فرزند زيري آن را از نو ساخت و آن را بشكل تازه طرح‌ريزي كرد و در اين زمان، اين مكان بزرگ ديگر تابع اين «شهر قسنطنيه » است كه هر يك رشته كوه منقطع داراي بركه‌ها و آبگيرها واقع شده و از هيچ جايي امكان رفتن به آن وجود ندارد مگر از ورودي و دري در ناحية غرب آن، وداخل آن فقط ديوارهايي وجود دارد كه اندازه آن بيشتر از نيم قامت نيست( بجز از طرف دروازة ميله) و دو دروازه دارد (يكي مليه در غرب و ديگري قنطره در شرق)

شهري سرد و ساحلي است كه امكان دارد صد سال در آن باقي بماند بدون آنكه خراب شود و از بهترين سرزمين‌هاي خداوند است در آن نهري جاري است كه به خندق بزرگ آن مي‌ريزد و صداي خروش آب آن بگوش مي‌رسد، و رودخانه در دل خندق بدليل ارتفاع قسنطنيه از خندقش به دسته‌اي از ستارگان مي‌ماند و قسنطنيه نيز بر رشته‌اي از كوه‌هاي منقطع واقع شده كه وادي‌ها و دشت‌هاي مياني از تمامي جهات آن را فراگرفته‌اند. اين شهر نيز مانند الجزاير است كه در آن آثار زيبا و بناهاي بسيار محكم و عجيب از گذشته وجود دارد.و آن از زيباترين شهرهاي ناحية شرق و مركز اداري، تجاري، فرهنگي و از لحاظ طبيعت جذاب‌ترين شهرهاي اقليم الجزايري است و كوه‌هاي بلند سكونتگاه قبايل كوچك است و دودودمان «بيبان و بابور» را در خود جاي داده است.

همچنين اين حكومت، شهر« تاهرت» مركز رستمي‌ها را ضميمة خود كرد و «تاهرت» شهري بزرگ است كه در گذشته دوشهر قديمي و نو بوده است و بر بلندي كوه كم (ارتفاعي به نام «قرقل» واقع شده و شهر داراي دژ و كنگره و ديوار است و دروازه‌هايي مانند باب الصبا و باب المنازل و باب الاندلس و باب‌المطاحن و غيره، و قاهرت بزرگترين مركز در دل الجزاير است.

از شهرهاي مهم اين حكومت شهر ساحلي « دلس» در فاصلة پنجاه ميلي از جزاير نبي‌مزغنه است كه شهر مشهور، ساحلي و با ايوان‌هاي محكم داراي دژها، ديوارهاي مستحكم، خيمه‌گاه‌ها و نزهتگاههايي است و در دوران اسلامي كه عصر حمادي‌ها را نيز شامل مي‌شود از جايگاه علمي و هنري والايي برخوردار بوده است.

اين حكومت همچنين شهر «بسكره» را داشت كه قلعه‌هاي فراوان و قريه‌هاي آباد دارد و «ملكه جنوب» ناميده شده و همچنان در دست‌ حمادي‌ها بماند تاهلالي‌هاي عرب بر آنان چيره شدند.

از شهرهاي ديگر حمادي‌ها مي‌توان شهر «مليانه» را نام برد. با آثار قديمي فراوان كه ساختة روميان بوده و بلكين بن‌زيري آن را از نو ساخت: و از خرم توين و ارزان‌ترين قسمت‌هاي آفريقا بحساب مي‌آيد.

وبردشت‌هاي«شلف» و وادي‌هاي بزرگ و روستاهاي زيادي مشرف است و از مشهورترين شهرهاي ديگر حكومت كه بيش از همه در معرض حوادث واقع شده شهر «بونه» عنابه است و آن مرز بين مغرب مياني و آفريقاست ( بين الجزاير و تونس) برتپة بلندي قرار دارد؛

امواج دريا به حصارهاي آن برخورد مي‌كند بندرگاه آن با نام بندرگاه زقاق از بندرهاي منيع است تقدير بر آن بود كه اين شهر ( لبونه) بنا به موقعيت جغرافي‌اش نقش مهمي در نبردهاي حمادي‌ها وزيري‌ها داشته باشد.

«شهر سطيف» در بين شهرهاي ديگر از جايگاه  خاصي برخوردار است بخاطر اينكه يكي از شهرهاي بزرگ در منطقة شرقي بوده و با داشتن سرسبزي و روستاهاي فراوان كه فقط وطن بربرها بوده و نيز دژ پهن آن، تراكم جمعيت، آب‌هاي فراوان و درختان با ميو‌ه‌هاي مختلف شناخته شده است؛ ودورتا دور آن را حصاري به نام خر بته» فراگرفته ولي امروزه در دورة بكري كه معاصر حمادي‌ها بوده بدون حصار مانده ولي آباد با بازارهاي فراوان و نرخ‌هاي ارزان است، از شهرهاي حكومت حمادي، مي‌توان« مسيله»را نام برد كه در ناحية شمالي «شكره» واقع شده كه پر درخت و ميوه است، رودي دارد كه در غرب آن جاري است و آبش گوارا است و بين آن شهر قسنطنيه كوه‌هاي به هم پيوسته‌اي است و دو حصار دارد كه در وسط دو حصار قناتي جاري است كه در زمان نياز از آن آب برمي‌دارند.

همچنين شهرهاي مشهور فراوان ديگري مانند« كتنس» ساحلي يا دژهاي مستحكم، قلعه‌ها، دروازه‌هاي مختلف، زمين‌ها، كارگران و كشت‌زارها وجوددارد مثلاً «غدير» يكي از شهرهاي زيباي حمادي‌ها در نزديكي مركز آن «قلعه » قرار گرفته و داراي باديه نشينان زمين‌دار است.

«القل، متيجه، ورقلان»شهرهاي ديگر واقع شده در مرز جنوبي حكومت حمادي‌اند، علاوه بر اين‌ها پايتخت متوالي حكومت ]«اشير» «قلعه» «بجايه»[ است كه هر يك در تحول مهم جغرافيايي زندگي حمادي‌ها در كنار تحولات ديگر نقش بسزايي داشته‌اند. لذا بررسي مفّصل نقش هر يك از آنها در ارتباط با وجود جغرافيايي حكومت بطور مستقل الزامي مي‌نمايد.

2-مرحلة مركزيت أشير

حماد در دورة برادرزاده‌اش باديس برأشير سلطه يافت كه خود اولين بروز عملي حماد در تشكيل حكومت براي خود و فرزندانش است.

اين شهر همواره از عنايت و توجه حماد برخوردار بود حتي بعد از انتقال به «قلعه»، بعضي وقت‌‌ها به آنجا سر‌مي‌زد هر چند كه به اقامت در قلعه عادت كرده بود.

«أشير » با همزة مؤلف نوشته مي‌شود ولي ياقوت حموي همزه را غير ممدود كرده و بعداً مي‌بينيم كه به هر دو نوع نوشته شده سپس شين آن مكسور وياء آن ساكن ور آن مهمله است و در طرف غربي آفريقا مقابل بجايه ( جنوب شهرالجزاير) در دامنة كوه«تيطري» و شمال قصر نجاري و جنوب شرقي ميلانه و خميس ودر غرب كوه شعبه واقع شده است وزيري بن‌ مناد زمانيكه به ولايت زاب رسيد آن را طرح‌ريزي كرد وبعد از آن أشير زيريّ خوانده مي‌شد، وآن را به عنوان پناهگاه در دامنة كوه تيطي پايه‌گذاري كرد و در سال 334 هـ. تا 935 م دست به كار ساخت آن شد و مردمان را در آنجا اسكان داد ودژها، ديوارها، قلعه‌هاي آن را بنا كرد، برنامة عمراني اين شهر بيشتر شد و در آباداني به نهايت خود رسيد و مقصد بازرگانان و دانشمندان شد و  مردمان   ساكن اين نواحي براي امنيت و رفاه به آن روي آوردند.

 

تعداد صفحات:191

متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده (به طور نمونه) و ممکن است به دلیل انتقال به صفحه وب بعضی کلمات و جداول و اشکال پراکنده شده یا در صفحه قرار نگرفته باشد که در فایل دانلودی متن کامل و بدون پراکندگی با فرمت ورد wordکه قابل ویرایش و کپی کردن می باشند موجود است.


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 5,300 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
file1_1751881_6191.zip154.8k





دانلود مقاله ارشد تاریخ اوضاع سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ،‌تاريخي بني حماد در الجزاير

دانلود مقاله ارشد تاریخ اوضاع سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ،‌تاريخي بني حماد در  الجزاير         دانلود مقاله ارشد تاریخ اوضاع سياسي،اجتماعي فرهنگي،‌تاريخي بني حماد درالجزاير  موضوع: اوضاع سياسي، تاريخي،‌اجتماعي ، فرهنگي بني حماد در الجزاير سؤال اصلي كه مطرح است اين است دليل پديد آمدن اين قوم در الجزاير چه بوده است ؟ و چرا بعد از مدت مديدي دچار انقراض و سقوط شد؟ فرضيه اول اين است كه ما مي بينيم قبيله اي دروادي هاي مختلف آن بين تمامي شهرها ...

توضیحات بیشتر - دانلود 5,300 تومان