مرجع دانلود مقاله , تحقیق و جزوه های دانشگاهی
دسته بندی محصولات

دانلود مقاله معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران

دانلود مقاله معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران

 

 

 

 

دانلود مقاله معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران166ص

 

مقدمه : ملاحظات كلي

معماري در ايران بيش از 6000 سال تاريخ پيوسته ، دست كم از 5000 ق.م تا به امروز، با نمونه هاي اختصاصي كه در ناحيه پهناوري از سوريه تا شمال هند و مرزهاي چين ، قفاز تا زنگبار پراكنده است. بناهاي ايراني متنوع است، از كلبه‌هاي دهقاني ، قهوه خانه ها، كوشكها تا زيباترين و شاهانه ترين ساختمانهايي كه جهان به خود ديده ، بگذريم از برخي پلهاي عظيم و با شكوه مميزه معماري ايران در طول تاريخ شكلهاي ساده و موقري با آرايشهاي غني است.

معماري آثار تاريخي ايران در وهله اول داراي مفهوم و هدف ديني و خصلت جادويي و دعايي است. طرح راهنما و شكل دهنده نمادگرايي كيهاني بود كه انسان به وسيله آن با نيروهاي آسماني انبازي و پيوند مي يافت. اين مايه ، كه تمام آسيا در آن معناً شريك بود و حتي در عصر جديد هم دوام يافت، نه تنها به معماري ايران وحدت و استمرار بخشيد، بلكه سرچشمه ماهيت عاطفي آن هم بود.

مصالح ساختماني موجود شكلهاي بزرگي را القا مي كرد. خاك رس ، كه در نقاط مختلف در دسترس بود، رشد ابتدايي ترين فنون ساختماني را تشويق كرد- ساختن خشت خام ترا ، كه از گل قالبي تهيه و در آفتاب خشكانده مي‏شود.اين شيوه از قديم در ايران مرسوم بود و هرگز كاملاً متروك نشد. فراواني گل كاملاً خميري ، همراه با ملاط آهك هم به تكوين خشت كمك كرد. نخستين خشتها، با اينكه در آفتاب خشكانده مي شدند، وقتي اندود مي يافتند ، مصالح ساختماني بادوامي بودند و در شكلهاي ساختماني متعدد و مهمي مورد استفاده قرار مي گرفتند. بي شك ، سنگ و چوب هر دو گاهي به كار مي رفت- در بناهاي معروف هخامنشي و براي طبقات زير زمين و پلها- ولي حتي در دوره هاي پارتي و ساساني هم استفاده از لاشه سنگ رايجتر بود. چنين سنگي درست مانند آجر با سرعت و با ساني در ساختمان به كار مي رود. ساختمانهاي آجري فاقد نماهاي تيز و گوشه دار است، حال آنكه ساختمان سنگي معمولاً داراي اثري حاكي از سختي و سنگيني است، ولي در عوض به جرمهاي بزرگ و خوش طرح امكان مي‌دهد كه سطح صاف و وسيعشان آماده پذيرش آرايشهايي باشد كه با سنگ مناسب نيست يا حتي غير ممكن است. شيوه ها همانند مصالح متنوع است و از كلبه هاي كوچك و سست تا بناهاي عالي همچون مقبره الجايتو در سلطانيه، گنبد شمالي مسجد جامع اصفهان و برخي طاقهاي استادانه و بادوام را شامل مي‏شود.

برخي عناصر طراحي در معماري ايران بيش از 3000 سال دوام يافت. تكان دهنده ترين جنبه اين عناصر تمايل نماياني به عظمت مقياسها، بهره گيري هوشمندانه از شكلهاي ساده و حجيم، پايداري كاملاً خيره كننده سليقه هاي تزييني، يعني سردرهاي باطاق بلند در فرورفتگي ديوارها، ستونهايي با سرستونهاي مشتي و انواع تكراري نقشه و نما بود. در طي اعصار، اين عناصر در اقسام بناهايي تكرار شد كه براي منظورهاي متفاوت و تحت حمايت سلسله هاي متعددي از فرمانروايان تكوين يافت. بي شك برخي از قديميترين سبكها هنوز باقي است. تالار، كه كه در گورهاي صخره اي نزديك تخت جمشيد ديده مي‌شود، در پرستششگاههاي ساساني دوباره پديدار شد و در اعصار اسلامي اخير به عنوان ايوان كاخ يا مسجد به كارگرفته شد. و حتي و معماري قهوه خانه هاي كنار جاده هم مورد اقتباس قرار گرفت.به همين ترتيب، سقف چهار طاقي كه از ويژگيهاي عصر ساساني است، هنوز در بسياري از گورستانها و امامزاده هاي كوچكي به چشم مي خورد كه در سراسر ايران پراكنده اند. حتي طاق عظيم تخم‌مرغي تيسفون سرمشقي بود كه اينك در شده بيستم هم ممكن است در يك بناي روستايي تكرار شود. صحن چهار ايوان كه در عصر اشكاني پديد آمده بود، حتي پيش از سده دهم به صورت سبكي جا افتاده و مسلط در آمد. تصوير برجهاي خاكي كه سربه آسمان كشيده براي پيوستن با برجهاي فلكي تا سده نوزدهم دوام يافت. درحالي كه حياط اندرون و حوض و مدخل گوشه‌دار و آرايشهاي فراوان خصوصياتي كهن، ولي هنوز متداول است.

معماري ايران داراي استمراري بوده، كه هر چند بارها بر اثر كشمكشهاي داخلي يا هجوم خارجي دستخوش فترت يا انحراف موقتي شده ، با اين همه به سبكي دست يافته كه با هيچ سبك ديگري قابل اشتباه نيست. اين مطلب، حتي در مواردي هم كه جزئيات براثر ضرورت يا اوضاع و احوال تغيير كرده ، باز درست است. مقياس هميشه بخوبي درك شده و ماهرانه مورد بهره برداري قرار گرفته، ولو اينكه ايرانيان بر خلاف يونانيان ظاهراً هيچ تحقيق كاملي در مورد نسبتهاي تأليفي نداشتند. نتيجه اين كه در آنجا ساختمانهاي مبتذل وجود ندارد، حتي كلاه فرنگيهاي باغها از وقار و عظمتي برخوردار است، اغلب بناهاي ايراني روشن- و حتي گوياست. تركيب جديت و سادگي شكل موجب ايجاد انديشه اي آني مي‌شود، حال آنكه درك آرايش و اغلب نسبتهاي دقيق مستلزم ملاحظات بيشتري است.

حجم و نماي اغلب بناها ساده است و از دور روح آرامش و اطمينان را القا مي‌كند. اين شيوه سخت مورد تحسن ايرانيان قرار گرفته، بويژه وقتي با هيجاني مهار شده و ناشي از محوطه هاي وسيع داراي رنگهاي غني و آرايش تودرتو تركيب شده باشد كه بيننده را به سياحتي فارغ بال فرا مي خواند. اين تركيب هيجان و آرامش از ويژگيهاي تجارب زيبايي شناسي ايراني است. كتيبه كاري معروف تخت جمشيد و كاشيكاري عالي مشهد از لحاظ جزئيات بي نهايت دل انگيز و جذاب است. ولي وقتي در آنها به صورت يك كل بنگريم، جزئياتشان تحت الشعاع آهنگ فراگير عظيم خاموششان قرار مي گيرد.

يك آرايش ديواري مجلل و ماهرانه، خوشبختانه با ابداعات تازه‌اي در هر عصر تجديد شده است. آرايش معماري تقريباً يكسره تجريدي بود، مگر در مورد برخي تصاوير ديواري و كتيبه هاي خطاطي و حتي اين كتيبه ها هم به خاطر طراحي نابشان سخت چشمگيرند. ولي اين آرايش ، در حوزه سبكها، كاربرد مصالح، نوع طرحها، قدرت تبيين، برخورد و خلوص معنوي كاملاً خارق العاده است. البته، گاه خلاقيت دجار ركود شده؛ تكرار، ريزه كاري افراطي و جزئيات كسل كننده مبين چنين اعصار فقر موقتي است. ولي آجر چينيهاي- ساده يا لعابدار- تزييني دل انگيز و گچبريهاي رنگي به شكلهايي دايماً تازه، از زمان قديم ادامه يافت؛ آجرهاي لعابدار- ساده ، نقاشي شده يا كاشي- از سده دوازدهم مورد استفاده قرار گرفته است اين عناصر صرفاً تكرار نشده، چون تا سده هجدهم كه مواجه با يك ركود كلي فرهنگي است، شاهد رشد بر مايه همه آنها هستيم.

در بيشتر دوره ها، آرايشها از رنگهاي غني و متنوعي برخوردار است، كه در اعصار اسلامي به يك قوت و هماهنگي بي همتابي دست يافت. اين علاقه به رنگ را محيط تقويت مي كرد.بيشتر سرزمين ايران در بسياري از ماههاي سال خشك و برهوت است و تنها در بهار است كه ناگهان به گلها آراسته مي شود؛ كوهها به پرده هاي جانداري مي مانند، مرغزارها از شكوفه ها پوشيده مي‏شود و گلهاي مينايي درخشان ته دره ها را فرا مي گيرد. بيابان- خشك، نامهربان و هولناك- بر قدر و منزلت باغها مي افزايد، كه سرشار از دار و درخت، چشمه‌ها، امنيت و فراواني است. اين روياي بهشت بر همه افكار،همه هنرها و حتي گفتگوي روزمره مستولي است. فراواني گل و گياه، كه به صورت نشانه مقدس زندگي و شادماني در آمده، در هر فرصتي و به شيوه هاي مختلف مورد بهره برداري قرار گرفته است بنابراين، تلاش براي يافتن راه نگهداري زيبايي گذاري باغ به صورتي پايدار، امري بديهي بود.

علاوه بر تأثير اقليم، مصالح موجود، هدف ديني و فرهنگهاي همسايه، باني هم در رشد معماري نقشي تعيين كننده داشت. ساختن بناهاي يادگاري بزرگ هم حق و هم وظيفه فرمانروا بود. داريوش  خشايارشا، خسرو دوم، غازان خان، محمود غزنوي، تيمور، شاه عباس، همگي منابع ملي و امكانات خودشان را صرف ساختمان كردند. وزيران هم در ايجاد بسياري از بناهاي تاريخي دخيل بودند: نظام الملك و رقيبش تاج الملك باني مساجد معروف اصفهان و مدرسه بغداد در سده پنجم و يازدهم بودند و هر دو اظهارات معقولي در فوايد نيرومند و مستحكم دارند. به همين ترتيب در سده هفتم / چهاردهم رشيد الدين و رقيبش تاج الدين علي شاه در تبريز و سلطانيه بناهاي عظيمي ايجاد كردند.

فرمانروايان محلي ، بازرگانان و افراد بشر دوست- كه در ميانشان زنان كم نبودند- براي ايجاد كاروانسراها، پلها، بازارها، كتابخانه ها ، مقبره ها و باغها بانيان سخاوتمندي بودند. ساختمانهاي معروفشان بناهاي شخصي بودند و مبين قدرت، شخصيت، رقابت، ذوق و مقام آنان. بنابراين از كشف نقش مهمي كه آرامگاهها در معماري ايران داشته اند نبايد در شگفت شد، نقشي چنان حياتي كه گاه نخستين كارفرمانروا پس از بر تخت نشستن، اقدام به ساختن آرامگاهش بود، شايد در مقام كاري براي اثبات جاودانگي.

خود چشم انداز هم - كوههاي عظيم برفپوش- دره هايي به پهناوري يك ايالت، جلگه هاي پهن درخشان- مستلزم ايجاد بناهايي متناسب با آن شكوه و عظمت است. در يك چنين مجموعه اي، كه نبام هاي معمولي در برابرش ناچيز مي‌نمايد، تمايل به استفاده جسورانه از مقياس ناگزير بود. خصلت حيرت انگيز جهان طبيعي باز هم دلالتهاي ديگري عرضه مي كرد: جهان آسماني و برين براي مردم باختر آسيا واقعيتي اولي است. باران زندگي بخش و نيروي سودمند خورشيد از آنجا ناشي مي‏شود. نظم خدشه ناپذير صورتهاي فلكي حاكي از جهان برنامه داري با حركت منظم و نقاط ثابت بود، كه وقت را نشان مي داد، مسافت و جهت را معلوم مي ساخت و مستعد تأمل و تفكر رياضي بود. انسان هميشه از وابستگي‌اش به نيروهاي آسماني آگاه و هدف نهايي‌اش دست يافتن به پيوند با نيروهاي متعالي بود، از طريق حرمت، اطاعت و مشاركت. اين كار احساس ضرورت دايمي و نيرومندي را ايجاد مي كرد.

وظيفه دايم معماري پر كردن شكاف هولناك ميان دو دنياي خاكي و افلاكي به هر دو صورت طبيعي و نمادي است به وسيله بناهايي كه سر به آسمان مي سايند. در اعصار بعدي گنبد آسمان با گنبدهاي عظيم مورد تقليد قرار گرفت، كه پيوسته امكان عبادتي جادويي رابراي تقاضاي نعمت، بركت و قدرت فراهم مي ساخت. بنابر كهن ترين اسطوره، كه در آثار سومري بر جاي مانده، نخستين كار آفرينش، بر آوردن كوهها از ميان را در زير پاي خويش واگذارد و پيوندي نزديك با نيروهاي آسماني به دست آورد. كوه- كه با همه بلندي اش استواري است- دسترسي به بالا را نويد مي دهد و «جايگاهي است كه در آن موجودات فوق بشري نمايان مي‏شود.»

نيروي پاسدار زندگي از كوه پديدار مي‏شود و در زمستان، كه تهديدي مرگ آسا بر زمين سايه مي افكند: يا در تابستان، كه نيروي ويرانگر گرما رستنيها را پژمرده مي‏كند، اين كوه است كه وعده تجديد حيات مي دهد. نيروي حياتي طبيعت در ميان كوهها نهفته و زندگي همه بشريت مرهون جريان آبهاي آن است. وقتي زمين براثر گرما و خشكي تهي مي‏شود و خدايان باروري ناپديد مي گردند، طبعاً اين تصور پديد مي آيد كه آنان به كوهستان رانده شده اند. بايد اين نيروهاي زنداني را آزاد ساخت تا مگر زمين احيا شود و زندگي دوباره رونق گيرد.

اين باور تقريباً جهاني(كه بويژه در خاور نزديك شايع است) بيانگر يك واقعيت كاملاً طبيعي است: برخي فرهنگها منشأ كوهستاني دارند. جايي كه بارندگي ناچيز است، كوه برف يا رطوبت ابرها را مي گيرد و به صورت مخزني بزرگ در مي‌آيد. اگر در اين مناطق امنيتي هست، ناشي از كوههاست. اين احسان حادثه‌اي يگانه نيست، بلكه نعمتي تجديد شونده و متنوع است كه انسان بايد آن را طلب كند. خصلت نمادي كوه و نقش قاطعش در پاسداري از محصول و حيات در سراسر تاريخ معماري ايران ادامه يافته، گاه به صورت نمادهاي خاص و گاه به شكلهاي دقيقتر و عموماً با استفاده از آرايشهايي كه خواستار رويش است.

جنبه مهمي از اين مفهوم كوه طبعاً شامل مدخل است. شكافها و گريوه هاي عميق به دل كوه منتهي مي‏شود و از راه اين مدخلهاست كه خدا در لحظه حياتي تجديد ظهور مي‏كند. بنابراين، در نخستين نمايشهاي كوه، اين مدخل با ديواره‌اي نمايش داده شده كه داراي دو فرورفتگي است و نمادي از جاي مقدسي كه در آن نيروهاي آسماني با زمين پيوند مي يابد. در نخستين معابد يا زيگوراتها، كه شكل و مفهومشان نمايشي از كوه است، اين مدخل، يعني اين دروازه جهان مينوي را با سردرهاي بيروني عظيم نمايش داده اند. آنها نشانه نخستين مرحله انتقال از جهان امور بيروني به جهان دروني نيروي خدايي است.

جايگاه مقدس دروني، كه در زيگوراتها نشان دهنده محل پيوند ميان آسمان و زمين است، در ايوانهاي جلو تالارهاي تاجگذاري معابد آشوري و هخامنشي باقي است. در آتشكده هاي ساساني به صورت شاه نشين داخلي در آمده كه تنها موبدان پرستار آتش حق ورود به آنجا را داشتند و بار ديگر در محرابهاي اسلامي اين طاقهاي فرورفته در ديوار كه رو به سوي شهر مقدس مكه است- و در سردر مسجدها به كار رفت كه در اصل نمادهايي هستند براي اعتلاي واقعيت بناي خاكي كم اعتباري كه در پشت سرشان است.

از روزگار زرتشت، زيبايي با نور پيوندي ناگسستني داشت. نور از اجزاي ذاتي شخصيت مينوي بود و همسان با عقل و با خوبي، كه در هر جا با تاريكي، اهريمن و آشفتگي مي جنگيد. در ايران، روشنايي طبيعي - شديد، محسوس و خلاق- نقشي را كه دين به آن بخشيده، به صورت متقاعد كننده اي بسط داده است.در هنر ايران روشنايي و وضوح هر دو مطلوب، و برعكس تيرگي و ابهام منفور است. نقش و نگارهاي ايراني در همه اعصار ، صرفنظر از ميزان مهارتشان، شالوده اي بنياني را نشان مي دهد كه معقول و دقيق است.

ملاحظات مربوط به فوايد عملي نمادگرايي عبادي با عشق ايراني به زيبايي در همه شلكهايش همراه و در عين حال تلطيف شده است. اين لذت غريزي، علي‌رغم بدبيني بارزش، خود را در شعر متعالي هزار ساله، در سفالگري كه با كار چين و يونان پهلو مي زند، در فلز كاري و در استادي بي همتا در قاليبافي نمايان مي سازد، بگذريم از نقاشيهاي مينياتور و ساير هنرهاي كتابسازي، همچنين طرحهاي عالي براي حجاري، خطاطي و كاشيكاري. بعلاوه، اين عشق به زيبايي در همه طبقات وجود دارد و در ساده ترين ابزارها غالباً به ذوق خيره كننده بر مي خوريم. اين زيبايي خود در خود توجه بود، مي بايد از آن مراقبت و نگهداري شود و در واقع زيبايي صفتي آسماني بود، يك اصول پذيرفته شده جهاني وجود داشت كه با اعمال تأييد مي شد، شبستري در سده هشتم / چهاردهم نوشت:

ملاحت از جهان لايزال

 

در آمد همچو رند لاابالي

به شهرستان نيكويي علم زد

 

همه ترتيب عالم را به هم زد

و بر اساس نظر زرتشت «ييما، انسان نخستين، زمين را در خوبي همچون طربخانه ساخت».

بخش دوم

تحقيق در معماري گذشته ايران

امروزه معماري سنتي ما در جهان شناخته شده است ولي تا نيم قرن پيش معماري ما ناشناخته بود. براي نمونه روش تحليل و تفسير مستشرقين از بناهاي پيش از اسلام و پس از اسلام ما متفاوت با آنچه امروزه مطرح مي شود، بود. بنايي مانند تخت جمشيد و نظير آن را در دسته بندي با بناهاي سومر، آكاد و آشور مي ديديم. به اين ترتيب بناهاي پس از اسلام ايران را نيز با بناهاي ديگر كشورها در يك دسته قرار مي دادند و حتي برخي نيز به دوره اي از آن معماري عربي مي گفتند. همانگونه كه مي دانيد معماري ايراني با معماري عربي بسيار متفاوت بوده است. البته اين به معني عدم پيشرفت معماري اعراب نيست زيرا در آن زمان كشورهايي چون مصر و شام داراي معماري غني بوده اند. در شمال آفريقا نيز معماري مغرب كه شامل دو بخش اسپانيا و مراكش مي‏شود بسيار غني بوده است.

يكي از مكاتب بزرگ معماري اسلامي هم از حيث پركاري در آثار و هم از جهت تعداد بناهاي ساخته شده و دامنه نفوذ گسترده آن كه حوضه نفوذي از عراق كنوني، هندوستان تا اندونزي داشته، معماري ايران است. البته بعضي ] مانند پروفسورگالديري[ نيز تأثير معماري ايراني را تا شمال آفريقا و حتي بعضي بناهاي آندلس مي دانند. براي اينكه از تأثير معماري ايراني و اسلامي بر معماري ديگر كشورها تصويري داشته باشيم كافي است كه بعضي از كتب نوشته شده درباره معماري هند را ورق بزنيم، هنگامي كه از معماري پيش از اسلام آن به پس از اسلام مي رسيم ناگهان تغييرات اساسي در معماري آنها مشاهده مي‌كنيم. از استوپه هاي يكنواخت (به جاي دخمه استوپه داشته اند) به آثار علي گرد و تاج محل مي رسيم تو گويي صبح مي دمد و واقعاً همه چيز تغيير مي‏كند. من در اينجا قصد تنقيد از معماري باستاني هند را ندارم زيرا در نوع خود با ارزش است و با ديدن همين معماري است كه ما به تغيير و تحول در معماري پس از اسلام اين كشور پي مي بريم.

با وجود ويژگيهاي معماري ايراني، متأسفانه تا كنون چيز در خوري درباره آن نوشته نشده است. گاهي من فكر مي كنم شايد تأسفي نيز نداشته باشد، شايد بدين گونه بهتر است زيرا امكان داشته است كه بعضي از روي غرض درباره آن بنويسند همانگونه كه شده است و شايد هم بعضي با عدم شناخت درباره آن مطالبي بنويسند. اما در هر حال تأسف بار اين است كه ما ايرانيان نتوانسته ايم هيچ كاري در اين زمينه انجام دهيم. من در حال حاضر جوانان زيادي را مي‌شناسم كه به معماري ايران علاقه‌مند هستند. اين جوانان بهتر است به بررسي معماري كشورمان بپردازند و واقعاً با عشق بررسي كنند تا اين معماري را خوب بشناسند و كار آنها صرفاً تكرار نظرات چند نويسنده غربي نباشد. البته همانگونه كه بارها گفته ام و در ادامه نيز خواهم گفت بعضي از اين نويسندگان غربي مانند مرحوم ماكسيم سيرو معماري ايران را خوب مي شناختند و آنچه درباره معماري ايران نوشته اند فوق العاده است.

 

تعداد صفحات:166

متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده (به طور نمونه) و ممکن است به دلیل انتقال به صفحه وب بعضی کلمات و جداول و اشکال پراکنده شده یا در صفحه قرار نگرفته باشد که در فایل دانلودی متن کامل و بدون پراکندگی با فرمت ورد wordکه قابل ویرایش و کپی کردن می باشند موجود است.


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 4,500 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
file11_1751838_5339.zip125.8k





دانلود مقاله معماری باغ های ايراني

دانلود مقاله  معماری باغ های ايراني     دانلود مقاله  معماری باغ های ايراني 120 ص  معماری باغ های ایرانی ساخت باغ در کشور ما سابقه ای طولانی داشته و در تمام دورانها بخصوص دوره اسلامی مورد توجه بوده است . باغها در کل عملکردهای مختلفی داشته اند و در بعضی دورانهای باغهای عمومی برای گردش و تفریح اهالی ساخته می شوند . در دوره اسلامی نیز ایجاد باغها و درخت زارها همچنان مورد علاقه ساکنان این سرزمین کهنسال بوده ...

توضیحات بیشتر - دانلود 4,700 تومان

دانلود مقاله معماری بررسی منطقه 5 اصفهان (سنگتراشها)

دانلود مقاله معماری بررسی منطقه 5 اصفهان (سنگتراشها)       دانلود مقاله معماری بررسی منطقه 5 اصفهان (سنگتراشها)  فصل اول:مطالعات پایه در این قسمت ما با حوزه ی فراگیر و نقش آن در حوزه ی مداخله , نظرات ساکنین و افراد و ارگان های زیربط و تدوین اهداف اولیه و چشم انداز مفدماتی آشنا میشویم.  واژه ی کلیدی: *حوزه ی فراگیر: حوزه ای که محله یا حوزه ی مداخله در آن واقع است *حوزه ی مداخله: محله ی مور نظر ما همان حوزه ی فراگیر ...

توضیحات بیشتر - دانلود 5,400 تومان

دانلود مقاله معماری هند

دانلود مقاله معماری هند     دانلود مقاله معماری هند148ص   مقدمه: موقعیت جغرافیایی : شبه قاره هند، که در مرزهای شمالی به سرزمین اصلی قارۀ آسیا متصل می شود. سه منطقۀ مشخص جغرافیایی دارد : شمال شرقی، که در آن کوههای عظیم هیمالایا، مأوای سنتی خدایان، همانند مانعی سربرافراشته اند، منطقۀ حاصلخیز واقع در شمال غربی و جنوب کوههای هیمالایا، که در آن دره های سند و گنگ دامن گسترده اند، شبه جزیرۀ هند، مرکب از ...

توضیحات بیشتر - دانلود 4,800 تومان