مرجع دانلود مقاله , تحقیق و جزوه های دانشگاهی
دسته بندی محصولات

دانلود مقاله بررسي برخي آراء مفسرين شيعه و سني در مورد سوره مباركه غاشيه

دانلود مقاله  بررسي برخي آراء مفسرين شيعه و سني در مورد سوره مباركه غاشيه

 

 

 

 

 

دانلود مقاله بررسي برخي آراء مفسرين شيعه و سني در مورد سوره مباركه غاشيه

 

 

  • غاشيه

غاشيه (غشاء: پرده) فروپوشنده[1]

غاشيه جمع غواش (غشي): مؤنث (الغاشي)، پوشش و سرپوش، پوشش دور قلب، بلا و سختي، روز رستاخيز[2].

الغاشيه مؤنث الغاشي، پوشش، روپوش، رويه، غشاء بيروني قلب. جمع غوايش- حادثه ناگوار قيامت و …[3] .

مجمع‌البيان درباره اين واژه مي‌گويد: اين واژه از ماده «غشاوه» به معني فرا گرفتن و پوشاندن آمده است، اين نام براي روز رستاخيز به خاطر آنست كه ترس و هراس رويدادهاي وحشت‌بار آن همه را بسان سايه‌اي سهمگين زير پوشش مي‌گيرد[4].

غاشيه: فراگيرنده و پوشاننده «اَفَأمنوا ان تأتيهم غاشية من عذاب الله يوسف 107» مراد از غاشيه نقمت و عذاب فراگيرنده است. قيامت در «هل اتيك حديث الغاشيه» از آن جهت غاشيه خوانده شده كه عموم را فرا گيرد و احدي از آن مستثني نيست[5].

غواش: جمع غاشيه: فراگيرنده‌ها. «لهم من جهنّم مهادٌ و من فوقهم غواش» براي آنها از جهنم بستر و از بالاتيان فراگيرنده‌ها است يعني آتش از بالا و پايين آنها را احاطه كرده[6].

2- خاشعه:

خاشعه: هراسان، وحشت‌زده، ذلت‌بار.[7]

الخاشعه مؤنث (الخاشع) است. و الخاشع جمع خُشَّع و خَشَعَة و خاشعون به معني زبون و فروتن[8].

(الخاشع): فروتني كننده. بَلْدَةٌ خاشعةٌ محليكه جاي سكونت در آن نيست[9].

قاموس قرآن: خشع: خشوع به معني تذلّل و تواضع است. راغب مي‌گويد: خشوع به معني ضراعة و تذلّل است و اكثر استعمال آن در جوارح است چنانكه اكثر استعمال ضراعة در تذلّل و تواضع قبلي است.

قاموس ادامه مي‌دهد: آنچه مسلم است اين است كه خشوع به معني تذلّل و تواضع است و آن با سكوت و آرامي و اطاعت و سر بزير انداختن قابل جمع و تطبيق است و اما راجع تذلل دروني و بيروني (قلبي و جوارحي)، بنابر تصريح قرآن در هر دو به كار مي‌رود و رفته است: مانند «اَلَم يأن للذين آمنوا ان تخشع قُلُوبُهُمْ لِذِكر الله و ما نَزَل من الحقِّ …حديد/ 16 : آيا براي مؤمنان وقت آن نرسيده كه دلهايشان بياد خدا و آن حقي كه نازل شده خاشع و متواضع شود» در اين آيه كريمه خشوع در تواضع قلبي به كار رفته. و در سه آيه بعد مانند «و خَشَعَتِ الاصواتُ للرّحمن فلا تَسَمُع الّاهمساً (طه/ 108) صداها براي مذّلت در پيشگاه خدا، بيفتد و آرام مي‌شود و جز صداي خفيف نشنوي»- «خاشعَةً ابصارُهم ترهقُهمِ ذلّه. قلم/ 43»- «وجوهٌ يومئذٍ خاشعةٌ: غاشيه/2» به معني تواضع و تذلّل بيروني استعمال شده است[10].

زمخشري مي‌گويد: خاشعه يعني ذليلة[11].

راغب: خشع: الخشوع= يعني تضرع و زاري، واژه خشوع بيتشر در حالاتي كه در اعضاء بدن ظاهر مي‌شود به كار مي‌رود ولي- تضرع در معني زاري و فروتني است و بيشتر در حالتي كه در دل و ظاهر انسان به وجود مي‌آيد به كار مي‌رود.

3- عاملة:

عاملة عمل كننده، تلاشگر[12]:

العاملة جمع عاملات و عوامل، مؤنّث (العامل) است. نويسنده در معني عامل آورده است: العامل جمع عمّال و عاملون و عملة به معني كارتر، كسيكه با دست كاري را انجام دهد، آنكه براي ديگري كار كند …[13]

فخررازي: العاملة: فهي التي تحمل الاعمال[14].

4- ناصبة

ناصبة (نَصْبْ): رنج كشيده، رنج دهنده[15].

الناصبه جمع نواصب به معني آنكه در راهپيمايي بكوشد، «هم ناصبٌ»: ناراحتي خسته كننده[16]. همچنين منجه الطلاب در معني اين لغت (الناصب) نزديك به همين معاني را ذكر كرده است[17]. مجمع‌البيان نيز اين واژه را به معني رنج بردن بيان كرده است[18].

الميزان مي‌گويد: ناصبه، اسم فاعل و مشتق از مصدر (نصب) است به معني تعب و كوفتگي[19]. ناصب: اسم فاعل است رنج دهنده- ناصب لازم هم مي‌آيد و به معني به زحمت افتاده است. مانند «وجوهٌ يومئذٍ خاشعه، عاملة ناصبه». ظاهراً مراد از عمل تلاش غيرمشروع دنيا است كه باعث رنج، آخرت است يعني، چهره‌هايي در آنروز ذليل‌اند، تلاش‌گراند در دنيا بزحمت افتاده‌اند در قيامت[20]. فخررازي نيز همين معني را براي  اين لغت بيان كرده و مي‌گويد: النصب: الدؤوب والعمل مع التعب[21].

قرطبي اين لغت را به معني تبعة آورده است[22].

5- تَصْلي:

تَصْلي (صَلْيْ): به آتش مي‌سوزد[23]، صَلَي فلانآ النارَ و فيها و عليها: داخل آتش كرد او را در آتش جايش داد[24]. تَصَلَّي- تَصَلّياً ]صليِ[ النار و با النار: از گرمي آتش رنج برد، خود را با آتش گرم كرد[25]. تفسير نمونه درباره اين نعمت مي‌گويد: «تصلي» از ماده «صلي» بر وزن نفي، به معني ورود در آتش و ماندن و سوختن به آن است[26].

صلي: ملازمت. بريان كردن، دخول، سوختن، چشيدن عذاب آتش[27].

زمخشري مي‌گويد: تصلي هم با فتحه و هم با ضمه و هم با تشديد خوانده مي‌شود.

و نزد عرب به معني (أن يحضروا خصيراً فيجمعوا فيه جمراً كثيرا، ثم يعمدو الي شاة فيدسوها و سطه، فأما ما يشوي فوق الجمر اُوعلي المقلي اُوفي التنور، فلا يسمي مصليا.)[28]

6- الحامية

الحامية: سوزان[29]

الحاميه جمع حوام، مؤنث (الحامي) است، تاء در اين واژه براي مبالغه است، گروهي كه از جان خود يا ديگري حمايت كنند[30].

(حَمِيَ، حمياً، حِمُيّاً، حُمّواً) النار: آتش گرفت، زبانه زد، شعله‌ور شد (حَمِيَ) عليه: بر او خشم گرفت[31].

قاموس: حَمي: حرارت شديد. راغب گويد: آن حرارتي است كه از فلزات سرخ كرده و از بدن برخيزد. «يوم يُحمي عليها في نار جهنم فتكوي بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم… توبه/ 35: روزيكه به آنها در آتش جهنم حرارت داده شود و با آنها پيشاني‌ها و پهلوها و پشتهايشان داغ كرده شد» «تصلي ناراً حاميه غاشيه: 4» …

حاميه به معني گروم و سوزنده است، در نهج‌البلاغه خطبه 188 فرموده: مُظْلِمَةٍ اقطارُها. حاميَةً قدورها. فَظيعةٍ امورها. نويسنده قاموس قرآن در جواب اين سئوال كه چرا نار با حامية توصيف شد؟ مي‌گويد: شايد مراد شدّت و گدازنده بودن آتش است چنانكه آنرا نهايت سوزنده بودن گفته‌اند[32].

راغب: الجمي، حرارتي است كه از اجسام گرم مثل آتش و خورشيد و نيروي حرارتي ديگر در بدن و ساير اجسام توليد مي‌شود خدايتعالي مي‌گويد: (في عينٍ حاميه) كهف/ 86. يعني در چشمه آب گرم كه- حَمِئَةٍ- هم خوانده مي‌شود[33]

قرطبي نيز اين لغت را به معني حرارت و گرماي شديد (شديدة الحرّ) مي‌داند[34].

7- انية:

انية: آب داغي كه به نقطه جوش رسيده باشد[35].

الآنى: آنكه بسيار دور انديش و بردبار باشد[36].

«لانيه» مؤنث «آني» از ماده «اني» بر وزن حلي به معني تأخير افكندن است. و براي بيان فرا رسيدن وقت چيزي گفته مي‌شود، و در اين با به معني آب سوزاني است كه حرارتش به منتها درجه رسيده است[37].

الأناة: سنگيني، وقار، بردباري، حلم، حوصله فرصت دادن، مهلت دادن[38].

مجمع‌البيان درباره اين واژه گفته كه مؤنث «آني» به معني آبي است كه بي‌نهايت سوزان است[39].

قاموس: اِنْي: نزديك شدن، رسيدن «حميمٍ آن» آب جوشانيكه به شدت حرارت رسيده «يطوفون بينها و بين حميمٍ آن» رحمن/44- «نسقي مِن عينٍ آنيه» غاشيه/5 از چشمه‌ايكه به شدت حرارت رسيده آب داده شوند[40].

زمخشري در كشاف مي‌گويد: آينه: متناهِة في الحرّ[41].

راغب مي‌گويد: أني: آن الشيي: زمانش نزديك شده و در (من عينٍ آنيه» يعني زمانش در شدت گرما فرا رسيد[42].

و قرطبي آن را منتهي درجه حرارت مي‌داند[43].

8- ضريع ضرع (ضَرَعَ- ضروعاً) من الشي:

به چيزي نزديك شد، (ضارع و ضَرِع): فروتن، خاشع، متواضع[44]. ضَريعْ: (ضَرْعْ): طعام دوزخ كه از خار سمي است و تَضَرُّع از اين ريشه است. شايد به مناسبت اينكه خوردن اين ماده دوزخي انسان را به تضرع و زاري مي‌اندازد[45]. پيامبر فرمودند: «ضريع» چيزي است كه در آتش شبيه خار بسيار تلخ و بوي آن از مردار بدتر و از آتش سوزنده‌تر است[46].

تفسير نمونه با توجه به تفاسير ديگر درباره معني اين لغت مي‌گويد:

بعضي گفته‌اند: نوعي خار است كه به زمين مي‌چسبد، هنگامي كه تر باشد قريش آن را «شبرق» مي‌ناميدند و هنگامي كه خشك مي‌شد آن را «ضريع» مي‌گفتند، گياهي است سمي كه هيچ حيوان و چهارپايي به آن نزديك نمي‌شود.

همچنين نويسنده از يكي از علماي لغت درباره اين لغت مي‌گويد: «ضريع» گياه سبز بدبويي است كه از دريا بيرون مي‌افتد.

و در پايان اين بحث بيان مي‌كند: بعضي نيز گفته‌اند: «ضريع» طعامي است ذلت آفرين كه دوزخيان براي رهايي از آن به درگاه خدا تضرع مي‌كنند.

سپس چنين نتيجه مي‌گيرد كه: ماده «ضرع» به معني ضعف و ذلت و خضوع است اين تفسيرها با هم منافاتي ندارد و ممكن است در معني اين واژه جمع باشد[47].

مجمع‌البيان مي‌گويد: «ضريع» گياهي است كه آن را شتر مي‌خورد و براي حيوان زيانبار است و سودي نمي‌بخشد، پاره‌اي نيز ان را گياهي سمي شناخته‌اند كه هيچ چهارپايي به آن نزديك نمي‌شود[48].

قاموس: ضريع طعام اهل جهنم است كه نه سير مي‌كند و نه فربه مي‌گرداند. ضريع در آيه (7 غاشيه) نكره است يعني ضريع بخصوصي است كه اين صفت دارد كه نه از گرسنگي سير مي‌كند و نه لاغر را فربه مي‌گرداند.

و درباره طعام اهل عذاب در قرآن 4 نوع را ذكر مي‌كند: 1- زقوم (دخان/ 43-45). 2- غسلين (حلقه/36). 3- ضريع (غاشيه/7). 4- طعام گلوگير (مزمل/13)

و سپس مي‌گويد: بايد دانست مفهوم آيه ضريع و غسلين نفي طعام ديگر است لذا بايد هر دو يكي باشند و يا هر يك مخصوص به گروهي از دوزخيان باشد[49].

زمخشري در كشاف در معني ضريع ]مانند مجمع‌البيان[ مي‌گويد: «الضريع- يبيس الشبرق، و هو جنس من الشوك قرعاه الابل مادام رطبا، فاذا يبس تحامة الابل و هو سم قاتل[50]

9- يُسْمِنْ

يُسْمِنْ: (سَمْنْ): فربه مي‌كند[51]. سمن (سَمِنَ- سَمِناً-سمانةً): فره شد، پيه آورد[52].

(سَمَنَ: سَمْناً الطعام: خوراك را چرب كرد. سَمِنَ: سِمَناً و سَمانَةً: چاق و فربه شد. السُّمْن: جمع أسْمُن و سُمون و سُمنان به معني چربي كه از زدن شير گرفته شود، كره[53].

قاموس: سَمن: چاقي «لا يسمن و لا يغني من جوع» غاشيه/7. نه فربه مي‌كند و نه سير

سمين: حاق «فراغ الي اهلِهِ فجاءَ بعجلٍ سَمينٍ» ذاريات/26: آهسته پيش اهلش رفت و گوساله چاقي آورد[54].

10- ناعمةٌ

ناعمةٌ (نعمت): متنعم، برخوردار[55].

النّاعمه مؤنث (النّاعم) زن يا دختر در ناز و نعمت. (الناعم): نرم، در ناز و نعمت، سرسبز و خرم[56]. الناعم من العيش يعني زندگي فراخ و پرنعمت[57].

زمخشري: ناعمة ذات بهجة و حسن او متنعمة: صاحب شادي و نيكويي، يا متنعم[58].

قاموس مي‌گويد:

ناعم: صاحب نعمت «وجوهٌ يومئذٍ ناعمه، لسعيها راضيه» چهره‌هائي (مردماني) در آنرور در نعمتند و از تلاشيكه در دنيا كرده‌اند راضي‌اند[59].

11- لاغيةً

لاغيةً (لغو): كلام قبيح، بيهوده، و ياوه[60].

الاغيه (لغو): چرند و پرند. سخن يا خبري كه نتوان بر آن اعتماد كرد[61].

تفسير نمونه درباره اين واژه مي‌گويد: «لاغيه» اگر چه اسم فاعل است، ولي در اينگونه موارد به معني چيزي است كه توأم با «لغو» باشد. لذا آن را به «ذات لغو» تفسير كرده‌اند[62].

منجدالطلاب درباره اين واژه مي‌گويد: (للاغية): بيهوده سخن گفتن، سخن و هر چيز پوچ، سخن زشت، كار زشت[63].

جامع‌البيان در معني اين لغت، باطلاً، اذي (آزار- رنجش)- شتماً (دشنام) را هم اضافه كرده[64].

12- سُرُرْ

سُرُرْ: جمع سرير: تخت‌ها[65].

السَّرير- جمع اُسِرَّة و سُرُر ]سرِّ[ به معني نعمت و فراخي و آساني زندگي، تخت كه معمولاً بر تخت شاهي اطلاق مي‌شود، تخت خواب و …[66]

سرّ: (سرَّه- سُرورآ، مسرَّةَ، سرّآ، سُرّيً و تّسِرَّةً): شادش كرد، خوشنودش ساخت (السرير) جمع اَسِرّة و سُرُر: تخت، بستر و …[67]

طبرسي در مجمع‌البيان اين واژه را به معني تخت و جايگاه شادي بيان كرده است[68].

قاموس: سرير: تخت. سرور و شادي در آن ملحوظ است لذا راغب گويد: سرير آنست كه از روي سرور در آن مي‌نشينند زيرا كه آن از براي صاحبان نعمت است. طبرسي مي‌گويد: سرير مجلس بلندي است آماده براي شادي جمع آن (سرّه و سُرُر) است. در اقرب گويد: سرير تخت است و بيشتر بتخت پادشاه گفته مي‌شود علت اين تسميه آنست كه هر كه روي آن بنشيند شاد مي‌شود. پس قاموس ادامه مي‌دهد: سرير به صورت مفرد در قرآن مجيد نيامده است ولي سُرر كه جمع آن است پنج بار درباره بهشت (مانند عايشه/13) و يكبار درباره تخت‌هاي دنيا آمده است[69].

13- مرفوعة

مرفوعة (رَفْعْ): بلند[70]

رَفَعَ: رَفْعَاَ الشيءَ: آن چيز را بالا برد. الرَفْعَه: بزرگي و بالا رفتن قدر و منزلت[71].

(رَفَعَ رفعاً) الشيء: آن چيز را بلند كرد، بالا برد. رفيع: بلندمرتبه[72].

قاموس مي‌گويد: رفع به معني بالا بردن است و درباره بالا بردن ظاهري و بالا بردن معنوي هر دو در قرآن كريم آمده است[73].

14- اكواب (كاب، يكوبُ، كوبآو أكتاب):

با ليوان يا جام نوشيد، (الكوب): ليوان، جام ج اكواب[74].

اَكْوابْ، جمع كَوْب: جام، قَدَحْ[75].الكَوْب: جمع اكواب: قدح يا ظرف بي‌دسته[76]. تفسير نمونه به همين معاني آورده[77].

تفسير مجمع‌البيان مي‌گويد: اكواب: ابريق‌ها و پارچها و تنگ‌هاي بي‌لوله و بي‌دسته هستند كه براي شراب مي‌سازند[78].

الميزان: اكواب جمع كوب است كه به معناي آفتابه بدون خرطوم و دسته است (كه در فارسي آن را تنگ مي‌گويند.) كه در آن شراب مي‌گيرند[79].

جامع‌البيان نيز سخني شبيه به بقيه اقوال دارد و مي‌گويد: اكواب جمع كوب هي الاباريق التي لا آذان لها[80].

15- نمارق

نمارق، جمع نُمْرُقَة: پشتي‌هاي مخصوص تكيه كردن[81].

النُمُرُق: پشتي و يا بالش كوچك كه بر آن تكيه زنند و مترادف است با نمرقه[82].

نمرق: ناز بالش كوچك[83]. و در تفسير مجمع البيان به معني بالش آمده است[84].

الميزان: نمارق جمع نمرقه است كه به معناي بالش و پشتي است، كه بدان تكيه مي‌دهند[85].

قاموس قرآن درباره اين واژه مي‌گويد: نمرق و نمرقه بمعني و ساده و پشتي است و يك بار در قرآن آمده است. و ادامه مي‌دهد كه در مصباح گفته: «النُمرق: الوساده» جمع آن نمارق است يعني در بهشت پشتي‌هائي است رديف هم و فرشهايي است گسترده، نمارق نكره است. نمي‌شود مثل پشتي‌هاي دنيا باشد.

درنهج‌البلاغه حكمت 109 فرموده: «نحن النمرقة الوسطي بها يلحق التّالي و اليها يرجعُ الغالي» (ما پشتي وسط هستيم آينده به آن ملحق مي‌شود و غلو كننده به آن برمي‌گردد.)

محمد عبده در تفسير اين كلام گويد: همانطور كه به پشتي براي راحتي و آرامش تكيه مي‌كنند اهل بيت (عليه‌السلام) نيز مانند و ساده‌اند كه مردم در امور دين به آنها استناد كنند و وسطي‌اند يعني معتدل و حد وسط‌اند كه قاصر به آنها لاحق شده و متجاوز به آنها برمي‌گردد[86].

16- مصفوفة

مَصْفوفَة، (صَفّ): به رديف چيده شده[87].

المَصَفّ جمع مصافّ (صفّ): صف و رديف[88]. صفَّ. صَفَّاً القومُ: آن قوم به صف ايستادند[89]. صف (صفَّ، صفاً، صَفّف) الشي: آنچيز را صف داد. منظم چيد به صف كرد[90].

زمخشري در معني اين كلمه مي‌گويد: بعضها الي جنب بعض[91].

قاموس مي‌گويد: صف به معني صف كشيدن و در صف كردن است. لازم و متعدي به كار مي‌رود و آن اين كه اشياء مانند انسان و غيره در يك رديف و خط مساوي قرار گيرند[92].

 

منابعي كه در اين تحقيق مورد استفاده و پژوهش قرار گرفته اند:

  • بيان- سيد ابوالقاسم خويي- م 1371- ترجمه محمد صادق نجمي، هاشم هاشم زاده هريسي- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي- تهران 1382

  • تفسير نمونه- ناصر مكارم شيرازي و همكاران- دارالكتب الاسلاميه- تهران زمستان 1370 چاپ نهم.

  • تفسير موضوعي پيام قرآن- ناصر مكارم شيرازي و همكاران- دارالكتب الاسلاميه- تهران 1377- چاپ پنجم.

  • ترجمه تفسير الميزان- سيد محمد حسين طباطبايي- (م 1402 ق)- ترجمه موسوي همداني- انتشارات اسلامي وابسته به جامعة مدرسين حوزه علميه قم- پاييز 1363.

  • ترجمه و تفسير مجمع البيان- شيخ ابوعلي الفضل بن الحسن الطبرسي، (م 548 ق) ترجمه شيخ علي صحت- انتشارات فراهاني- تهران- اسفند1359- چاپ دوم

  • التفسير الكبير الفخر الرازي- جلد 32- 31- بي تا.

  • ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن- ابوالقاسم حسين بن محمد بن فضل معروف به راغب اصفهاني- م 502 هـ – ترجمه غلامرضا خسروي حسيني- كتابفروشي مرتضوي- چاپ اول- پنجمين سال انقلاب اسلامي.

  • تفسير نورالثقلين- عبدعلي الحويزي- مصحح السيد هاشم الرسولي المحلاتي- المطبعة العلميه بقم- 1385 ق- 1377 هـ .

  • پژوهشي دربارة قرآن كريم و پيامبر (ص)- فخرالدين حجازي- انتشارات بعثت- چاپ اول- مرداد 1353

  • الجامع الاحكام القرآن- لابي عبدالله محمد بن احمد الانصاري القرطبي- الناشر دارالكتب العربي- لطباعة والنشر القاهره- 1387 هـ – 1967 م – جلد 20

  • جامع البيان في تفسير القرآن- ابي جعفر محمد بن جرير الطبري- (م 310 هـ)- لطباعة و النشر- دارالمعرفة- بيروت- لبنان- 1392 هـ .

  • درسهايي از قرآن- غلامعلي حداد عادل- دفتر نشر فرهنگ اسلامي- تهران- چاپ سوم 1384.

  • روح المعالي في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني- علامه الالوسي البغدادي- م 1270 هـ . دارالاحياء – بيروت- بي تا.

  • ره توشه- محمدتقي مصباح يزدي- انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني- قم تابستان 1380- چاپ چهارم.

  • سيماي آفتاب- ابوالفضل موسوي گرمارودي- انتشارات دليل ما- قم- چاپ اول- پاييز 1380.

  • شرح واژه هاي قرآن در ترجمه تفسير عظيم مجمع البيان- علي كرمي فريدوني- انتشارات فراهاني- تهران 1381- چاپ اول.

  • فرهنگنامة قرآني- گروه بنياد پژوهشهاي اسلامي- انتشارات آستان قدس رضوي- مشهد- چاپ دوم- 1377.

  • فرهنگ جديد عربي- فارسي- فواد افرام البستاني- ترجمه منجد الطلاب- مترجم محمد بندر ريگي انتشارات حر- تهران 1378- چاپ اول.

  • فرهنگ عربي- فارسي- لاروس- مترجم سيد حميد طبيبيان- انتشارات اميركبير- تهران- 1382- چاپ سيزدهم.

  • فرهنگ ابجدي- عربي- فارسي- ترجمه المنجد الابجدي- مترجم رضا مهيار- انتشارات اسلامي- زمستان 1370- چاپ اول.

  • قاموس قرآن- علي اكبر قريشي- انتشارات دارالكتب الاسلاميه- تهران- بي تا.

  • قرآن كريم با ترجمه و تجديدنظر كامل محمدمهدي فولادوند- نشر دارالقرآن الكريم- چاپ دوم آذر 1377.

  • قرآن در آينة پژوهش- مقالات علمي- پژوهش فارغ التحصيلان دكتري تخصصي (Ph.D) تهيه و تنظيم محمد كاظم شاكر- نشر هستي نما- چاپ اول پاييز 1381- دفتر سوم.

  • الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التاويل- محمد بن عمر الزمخشري- م 528 هـ – دارالكتاب العبري- بيروت- لبنان- بي تا.

  • كشف الايات- محمدرضا غياثي كرماني- انتشارات اسلامي وابسته به حوزه علميه قم- چاپ دوم- زمستان 1382.

  • مباني شناخت- درسهايي از اصول عقايد اسلامي (1)- محمد محمدي ري شهري- انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم- چاپ چهارم- بهار 1382.

  • معناي متن- پژوهشي در علوم قرآن- نصر حامد ابوزيد- ترجمه مرتضي كريمي نيا- انتشارات طرح نو- تهران چاپ اول 1380.

  • المراجعات- رهبري امام علي عليه السلام در قرآن و سنت- سيد عبدالحسين شرف الدين موسوي- ترجمه جعفر امامي- نشر بين الملل، سازمان تبليغات اسلامي- تهران چاپ اول- زمستان 1379.

  • من البرهان في تفسير القرآن- السيد هاشم بن سليمان البحراني- م 1107 يا 1109- الطباعة الثانيه

  • نهج البلاغه امام علي عليه السلام- مترجم حسين استاد ولي- انتشارات اسوه- تهران- چاپ اول 1384.

  • نبوت- مرتضي مطهري- انتشارات صدرا- تهران چاپ هشتم- دي 1381.

  • نسيم حيات- تفسير قرآن كريم- جزء 30- ابوالفضل ؟؟؟ انتشارات هجرت قم- زمستان 83- چاپ نوزدهم.

  • نظم قرآن (4)- عبدالعلي بازرگان- انتشارات قلم- قم- چاپ اول- 1374.

 

 

تعداد صفحات:150

متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده (به طور نمونه) و ممکن است به دلیل انتقال به صفحه وب بعضی کلمات و جداول پراکنده شده باشد که در فایل دانلودی متن کامل و بدون پراکندگی با فرمت ورد wordکه قابل ویرایش و کپی کردن می باشند موجود است.


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 5,700 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
file2_1749750_8719.zip94.3k





دانلود مقاله بررسي آداب و احكام ازدواج در دين هاي مزدايي و مسيحيت و اسلام

دانلود مقاله بررسي آداب و احكام ازدواج در دين هاي مزدايي و مسيحيت و اسلام           دانلود مقاله بررسي آداب و احكام ازدواج در دين هاي مزدايي و مسيحيت و اسلام     فهرست   جايگاه و موقعيت زن. 1 مزدايي.. 1 مسيحيت... 7 اسلام. 11 مفهوم ازدواج و اهداف آن. 16 مزدايي.. 16 مسيحيت... 18 اسلام. 38 گونه های ازدواج.. 43 مزدايي.. 44 تك‌همسري.. 44 چند همسري.. 45 ازدواجهاي پنجگانه. 45 ازدواج درون‌د ...

توضیحات بیشتر - دانلود 5,300 تومان

دانلود مقاله کارشناسی معارف اسلامی امانت هاي الهي در قرآن

دانلود مقاله کارشناسی معارف اسلامی  امانت هاي الهي در قرآن           دانلود مقاله کارشناسی معارف اسلامی امانت هاي الهي در قرآن     فهرست مطالب عنوان.............................................................................................. صفحه مقدمه ............................................................................. 6 كليات طرح تحقيق .............................................................. 9 1 بي ...

توضیحات بیشتر - دانلود 6,200 تومان

دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی سير وسياحت از منظر قرآن كريم

دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی سير وسياحت از منظر قرآن كريم           دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی سير وسياحت از منظر قرآن كريم     فهرست مطالب كليات مقدمه ..................................................................................................................... تعريف موضوع ....................................................................................................... اهميت موضوع ................ ...

توضیحات بیشتر - دانلود 5,600 تومان

دانلود مقاله کارشناسی معارف اسلامی جايگاه خانواده در اسلام

دانلود مقاله کارشناسی معارف اسلامی  جايگاه خانواده در اسلام           دانلود مقاله کارشناسی معارف اسلامی  جايگاه خانواده در اسلام   فهرست مطالب تقديم................................................................................................................................................................................................ ج تقديم و تشكر................................................................... ...

توضیحات بیشتر - دانلود 5,200 تومان

دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی زندگی نامه پیامبر قبل و بعد از بعثت

دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی  زندگی نامه پیامبر قبل و بعد از بعثت             دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی  زندگی نامه پیامبر قبل و بعد از بعثت     فهرست مطالب عنوان                                          &n ...

توضیحات بیشتر - دانلود 4,900 تومان

دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی حج از دیدگاه قرآن

دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی  حج از دیدگاه قرآن           دانلودمقاله کارشناسی معارف اسلامی حج از دیدگاه قرآن   فهرست مطالب عنوان  ............................................................................. صفحه كليات مقدمه .................................................................................................................... 1 تبيين موضوع ..................................................... ...

توضیحات بیشتر - دانلود 5,700 تومان