مرجع دانلود مقاله , تحقیق و جزوه های دانشگاهی
دسته بندی محصولات

دانلود مقاله کارشناسی ادبیات نحوه ی تجلی افکا رو اندیشه های رضی در دیوان

دانلود مقاله کارشناسی ادبیات  نحوه ی تجلی افکا رو اندیشه های رضی در دیوان

 

 

 

 

 

 

 دانلود مقاله کارشناسی ادبیات نحوه ی تجلی افکا رو اندیشه های رضی در دیوان

 

 

باب اول

اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی

دوران سید رضی

فصل اول:

بخش اول : اوضاع سیاسی و اجتماعی و ادبی

شکوفایی ادب عربی در عصر و دوران حکومت چندین قرن عباسیان در تاریخ اسلام از جایگاه بسزایی برخوردار است ودستآوردهای این دوران بر هیچ صاحبنظر منصفی پنهان و ناشناخته نیست ولی امپراطوری عظیم عباسیان با تمام توان و قدرتی که داشت بالاخره دوران اقتدار و عظمتش به سرآمد و دستگاه عظیم خلافت با همه ی شکوه و جلال ظاهری اش دچار ضعف و ناتوانی شدید گردید و خلفا دیگر آن نفوذ و قدرت سابق را نداشتند. اختلافات داخلی در ارکان قدرت و نفوذ و فشار قدرتهای رقیب و خارجی چون ایرانیان، فاطمیان، و ... باعث ناتوانی خلفا و در نتیجه سلب اختیار از آنان شد. با پیروزی دیلمیان و نفوذ در بغداد، از خلیفه ی عباسی جز نام و تشریفات ظاهری و گاهی مذهبی چیزی باقی نمانده بود؛ و در حقیقت قدرت مطلقه در حوزه ی حکومت امپراطور عظیم عباسیان در دست سلاطین آل بویه که به میل خود و به تناسب شرایط خلیفه ای را عزل می کردند و خلیفه ی دلخواه خود را بجای او برمی گزینند. نیمه دوم  قرن چهارم شاهد وقایع بسیار بزرگی بود که در خلافت فرسوده ی عباسیان تأثیرات بسزایی داشت. این دوره که بنام «عصر دویلات» نیز معروف شده است، قدرت سیاسی عباسیان تقریباً به چند بخش تقسیم گردید که هر یک دولتهای کوچکی بودند که در حفظ حاکمیت خود همیشه با یکدیگر در ستیز و کشمکس بودند که مهمترین آنها عبارت است از: عباسیان در عراق، فاطمیان در شمال آفریقا، آل بویه در عراق و ایران، حمدانیان در حلب و موصل، امویان در اندلس، غزنویان در هند وافغانستان، سامانیان در بخارا، آل زیار در گرگان، عقیلی ها در موصل، و خاندان شاهین در بطائح و برخی از قبایل عرب نیز بر اطراف عراق و شام سلطه یافته بودند. علاوه بر آن تهاجم های رومیان بر مرزهای سرزمینهای اسلامی وزدوخوردهای قرمطیان عراق نیز وجود داشت. [1]

از وقایع مهم این قرن درواقع روی کارآمدن دولت آل بویه در عراق و ایران است که حتی به نام آنان سکه کردند.[2]

با سرکارآمدن دولتهای متعدد تحولات گسترده ای در سرزمینهای اسلامی بوجود آمد چنانچه اشاره کردیم دائماً بین این دولتهای کوچک اختلافات و کشمکش بود که نمود اصلی این اختلافات به جهت اختلاف مذهبی در ایام برگزاری حج ابراهیمی بود و گاهی منازعات چنان اوج می گرفت که باعث می شد برخی از کاروانهای وابسته به دیار مورد مناقشه آن سال به مراسم حج نبایند و عملاً مانع آنها می شدند و از طرفی اختلافات میان آنها موجب گردید که به علت عدم تسلط کافی به راهها، راهزنان و دزدان حرفه ای زیادی وجود آیند که راه کاروانیان را می بستند و تمامی دارائیهای آنان را به غارت می بردند.

 از میان همه دولتهای مذکور، تا اندازه ای دولت فاطمیان مصر د ر بلاد  مقدسه ی مکه ی مکرمه و مدینه ی منوره از قدرت نفوذ قابل توجهی برخوردار بودند و اکثراً به نام آنان خطبه خوانده می شد. حتی« القادر بالله عباسی برای فرستادن کاروان عراقی به مکه ی مکرمه در سال 396 هجری از ابوالفتح کاردار فاطمینان در مکه اجازه گرفت و او هم به شرط ایراد خطبه به نام فاطمیان به آنها اجازه داد و خلیفه ی عباسی نیز پذیرفت.»[3]

در ضعف خلافت و خلفای عباسی همین کافی است که آنها حتی اختیار انتخاب وزیر و وکیل را نیز برای خود نداشتند؛ این در شرایطی بود که سلاطین آل بویه هرکسی را که می خواستند عزل ونصب می نمودند.  ضعف خلفا در اصل از زمان المقتدر آغاز شد که در زمان خلافت بیش از سیزده سال نداشت، و آنچنان خلفا ناتوان شدند که خلیفه ای چون «المستکفی» و «الطائع» را از تخت پائین کشیدند و عمامه ی آنها را بر گردنشان پیچیدند و با وضعیت فضیحت بار و تحقیرآمیزی به زندان بردند. اما آل بویه خود نیز از آفت قدرت و ثروت در امان نماند و لذا پس از مدتی برای تصاحب قدرت یا افزایش قدرت و ثروت به جان هم افتادند. اولین طمع کار خاندان بویه عضد الدوله بود که برای افزایش سلطه و نفوذش به ملک پسر عمویش بختیار( عراق) حمله کرد و پس از پیروزی ابن بقیه وزیر بختیار را به پای فیل بستند و پس ازمرگش چندین روز به دار آویختند.[4]

از میان خاندان آل بویه صمصام الدوله نیز چندان اقبال خوبی نداشت و مورد تهاجم سپاه ایرانی به فرماندهی برادرش شرف الد وله قرار گرفت که ناچار به واگذاری تخت و تاج به وی شد بعد از وفات شرف الدوله برادرش بهاءالدوله زمام حکومت را بدست گرفت و خانواده و بستگانش تلاش زیادی کردند، تا قدرت را از چنگ او خارج سازند، ولی موفقیتی به دست نیاوردند. بنابراین بهاءالدوله از سال 379 هـ. تا سال 403 هجری نزدیک به بیست وچهار سال سلطان بلامنازع عراق بود[5].

رضی از زمان عزالدوله بختیاربن معزالدوله که هشت سال بیشتر نداشت تا زمان سلطان الدوله یعنی سال 406 هجری در چنین اوضاع و احوال سیاسی بزرگ شد؛ و از زمان زندانی شدن پدرش وارد عرصه سیاست گردید و همین امر انگیزه ی او را در ایجاد ارتباط با خلفای عباسی وسلاطین آل بویه تقویت نمود و لذا طرح رابطه ی دوستی با خلفایی چون «الطائع لله» و «القادر بالله» پی ریزی کرد. آغاز رابطه اش با الطائع لله مقارن با دستگیری و زندانی شد. رضی برای شروع، اولین ستایش نامه ی خود را در ستایش الطائع با این قصیده و مطلع شروع نمود:

 أغارُ عَلی ثََراکَ مِنََ الرّیاحِ

 

و أسألُ عَن غَدیرکَ و المِراحِ[6]

ستایش و مرایح الطائع همچنان ادامه یافت تا اینکه از خلافت برکنار شد و حتی غمنامه های ستایش آمیزی پس از برکناری نیز تا زمان مرگ الطائع ادامه داشت که همین کارباعث شد که القادر به اخلاص و وفاداری او پی برد و به دوستی و رابطه ی خالصانه ی او یقین پیدا کرد و لذا مقدمه ی روابط آنها گردید. دوره ی القادربالله تقریباً دوره ی فعالیتهای پرشتاب سیاسی رضی بحساب می آید. رضی در معادلات سیاسی این را بخوبی دریافته بود که خلفاء قدرت چندانی ندارند بلکه گردانندگان اصلی خلافت و مملکت پادشاهان و وزرای آل بویه است؛ بنابراین نوک پیکان روابط را متوجه دربار دیلمیان نمود. و حتی با اینکه ارتباطش با القادر در حد تعارف و تشریفات بود پس از قرابت و پیوند با بهاءالدوله روابط میان او والقادر نیز به شدت قوت گرفت.

 در همین زمان با مساعد شدن اوضاع به نفع رضی و علویان و قدرت گرفتن رضی و حمایت شدن از جانب دولت شیعه مذهب آل بویه، فرصت برای ابراز اهداف و آرمانهای درونی اش مناسب شد و لذا علناً و بدون واهمه خواسته ی دیرینه اش را در خطاب به القادر در قصیده ی:

        عطفاً امیرالمؤمنین فانّنا

 

في دَوحَة العلیاء لانتفرّقُ [7]

صراحتاً بیان کرد که به دنبال آن و با سرودن بیت« إلا الخلافة....» القادر چنین گفت: «علی رغم اَنف الشریف» یعنی برخلاف میل رضی چنین نیست و اکنون خلیفه من هستم. لذا این مسئله نشان از تضاد و اختلاف آشکار آنها دارد که برگرفته از قدرت و نفوذ رضی در ارکان قدرت می باشد.

 در این زمینه یکی از کارهای بسیار حساس و آشوب برانگیز رضی اظهار علاقه و محبت به خلیفه ی فاطمی است که حتی چندین بار تصمیم به ترک بغداد گرفت تا به دیاری برود که« خلیفه علوی» در آنجا حکمرانی می کند خلیفه ای که با رضی هر دو از نژاد علی و پیامبر هستند.[8]

بخش دوم:

ب: اوضاع اجتماعی

قرن چهارم، عصر طلایی و دوره ی شکوفایی علم و ادب، با وجود همه ی مظاهر فرهنگی، در بطن جامعه همچنان با بی فرهنگی و گاهی هم با امور ضدفرهنگی شدیدی مواجه بود. ظاهر جامعه ی پایتخت از دور همانند سطح آب همچنان آرام و بی حرکت به نظر می رسید ولی در درون آن زندگی با اشکال گوناگون و کاملاً متفاوت خود با سرعت تمام در جریان بود.

 اوضاع اجتماعی تحت تأثیر شرایط سیاسی دائماً در تغییر و دگرگونی بود و وضعیت سیاسی هم ثبات چندانی نداشت و هرچند مدت یکبار دچار دستخوش تغییر می شد که جامعه را دچار نابسامانی شدیدی می نمود.

 در شرح حال رأس هرم اجتماع همین بس که روزی خلیفه ای را با احترام و جلال و شکوه بر عرش خلافت می نشاندند و روزی دیگر با خفّت و ذلت او را از تخت خلافت پائین می کشیدند. ظاهر خلافت همچنان حفظ می شد ولی با نفوذ قدرت نظامیان آل بویه در دستگاه خلافت روزبه روز از قدرت آن         می کاست و حدود و اختیارات آن محدودتر می شد.

 روزگاری که مشروعیت سلاطین منوط به تأئید خلیفه بود اکنون سلاطین به دلخواه خود و با آزادی و قدرت تمام خلیفه ای را  عزل و دیگری را به جایش نصب می کردند.

 وضعیت سایر طبقات اجتماع هم تعریف چندانی نداشت، زیرا که عالمان و دانشمندان یا مشغول تدریس و گرم نگهداشتن حلقه های درسی خود بودند و یا دلخوش برخی مناصب بودند که به آنها داده شده بود و لذا برای حفظ موقعیت یا اجتناب از خطر، سخن مخالف نمی گفتند و بیشتر در جهت تأمین نظر صاحبان قدرت امرارمعاش می کردند.

 ادبا و شعرا نیز بجای اصلاح جامعه با ابزار قدرتمند خود دائماً درمیان دربار و خانه های امرا و فرماندهان در تردّد بودند تا از این طریق هم امرار معاش کرده و هم موقعیتی بدست آورند و لذا هر آنچه که مایه ی دلخوشی و آرامش صاحبان قدرت بود همان می سرودند و در حقیقت بخش اعظمی از شعر در چنگال صاحبان قدرت بود. واگر شاعری هم با آنان درمی افتاد حتی ور
می افتاد.

 کمتر شاعری را در این دوره می توان یافت که از شدت فشار زندگی دچار ستایشگری کاذب نشده باشد.

در شهر هفتادودوملت بغداد هرگروهی در پی حفظ منافع خویش بود و هرجا که فرصتی پیش می آمد درنگ نمی کردند و از حداقل فرصتها نهایت استفاده را می کردند.

 در زمینه ی فرهنگ عمومی اجتماع باید گفت که خوشگذرانی امرا و فرماندهان با برپائی مجالس عیش و  نوش و جذب شاعران یاوه سرا و کنیزان آوازه خوان خود طبل بی عفتی را می نواخت. و لذا ثروتمندان و قدرتمندان در پی کامیابی و لذت و برخی فقرای بی عفت نیز در پی کسب مال ومنال دامن عفت عمومی جامعه را لکه دار می ساختند.

مجالس شعرا هم دست کمی از آن نداشت.

 از مظاهر فساد عمومی اجتماع، فعالیت قمارخانه های و می فروشیها و خانه های فساد بود. اشعار و غزلیات این دوره که بیشتر مسائل شهوانی و توصیف های ناهنجار اعضای بدن مربوط می شد که نشان دهنده دقیق اوضاع برهم ریخته ی فرهنگی اجتماع آن روز است.

 غزلهای این دوره کاملاً بوی« می» به خود گرفته اند و در حقیقت بیشتر به «نمایشگاه زنان عریان» می ماند که موجب طغیان شهوت عمومی جامعه گردیده است و لذا گرایش عامه ی مردم به این نوع اشعار و غزلیات بیش از سایر انواع ادب بوده است.

 در این دوران تاریک غزل سرایی است که ادیب عارف ما «کالای تازه و نو» به بازارعرضه می نماید. او برای نجات ادبیات و جامعه و تغییر نگرش و انتظار مردم به ادبیات از حس و خواسته های آنان استفاده کرده و مضامین الهی و مبانی عفت را در پرتو حکایتهای محسوس و عامه پسند ارائه می کند.

 حتی برای این هدف مقدس، اشعار شاعر محبوب این جامعه( ابن حَجّاج) را برای استفاده ی صحیح عمومی ویرایش کرده و بطور هدفمند در قالب کتابی به نام «الحَسَن من شعر الحُسَین» روانه ی جامعه می سازد.

بخش سوم

 اوضاع فرهنگی و ادبی

برخلاف تحولات سیاسی و اجتماعی و پیدایش دولتهای کوچک محلی، قرن چهارم سرشار از حرکتهای بسیار سریع در زمینه های متعدد علمی و ادبی است.

 بارزترین ویژگی این دوره ظهور دانشمندان بزرگ در علم فقه و شاعران و ادیبان صاحب نامی است که رنگ و بوی خاصی به این دوره از تاریخ بخشیده اند که نظیر آن را در دوران گذشته و حتی دوره های بعدی کمتر می توان یافت.[9]

دستآوردهای فکری و ادبی این دوره چنان زیاد و شگفت آور است که باعث حیرت و شگفتی محققان گردیده و آنها را مجذوب تحقیق و تفحص در این دوره نموده است و کمتر محقق و نویسنده ای را می توان پیدا کرد که درنوشته هایش اشاره ای به شکوه و عظمت علوم و فنون و مخصوصاً ادبیات این دوره نکرده باشد. در اهمیت این دورده همین کافی است که در میان دوره های مختلف تاریخی به «عصر نهضت» و جنبش علمی شهرت یافته است.

 در بوجود آمدن چنین شکوه وعظمتی نقش حساس و ارزنده خلفا و پادشاهان دانش دوست و برخی درباریان و امرای ادب پرور حائز اهمیت است؛ زیرا برخی از این افراد خود از نویسندگان و ادیبان و شاعران بسیار بزرگ و یا از دوستداران علم و ادب بوده اند[10]. از جمله تأثیرات مهم این افراد ایجاد حسّ رقابت میان شعرا و ادبا است که با برگزاری محافل و مجالس ادبی در کاخ و منازل و دربارشان بموجب تقویت علم و ادب و شکوفایی آن گردیدند. از عوامل مهم دیگر نهضت علمی پیدایش دولتهای کوچک محلی است که بدنبال تقسیم دولت و قدرت عباسیان توسط پادشاهان آل بویه در گستره ی حکومت عباسیان بود که دربار ودر گاه هر یک از این امرا و بزرگان دولتهای کوچک محفل انسی برای شاعران و عالمان شد که خود از عوامل تشویق و تقویت علم و ادب به شمار می رود.

 در این بخش به مقتضای بحث به بررسی موارد ذیل خواهیم پرداخت:

 نقش ال بویه در حیات فکری این دوره و دستآوردهای فکری و فرهنگی قرن چهارم که شامل شهر و شاعران، نثر نقد و لغت و کلام می باشد. و همچنین سعی خواهیم کرد که در حد امکان اسامی مشایخ و اساتید مرحوم شریف رضی را بترتیب سال وفات ذکر کنیم و در ادامه اشاره ی مختصری به شاگردان و دانش آموختگان محضراو و به بررسی بزرگترین مرکز فرهنگی، علمی او   «دارالعلم» خواهیم پرداخت.

 الف) نقش آل بوبه در نهضت فکری و ادبی قرن چهارم:

نقش حکومت و رجال آل بویه در ایجاد نهضت و جنبش علمی، ادبی  قرن چهارم چنان برجسته و متمایز است که هیچ انسان منصفی نمی تواند از آن چشم پوشی کند. هر وزیری را که به مقام وزارت رسانده اند از میان دانشمندان یا شاعران و ادبیان بوده است.

 خود پادشاهان آل بویه د رگرایش و تمایل درونی به ادبیات و دانش مشهور ومعروف یوده اند که حتی عضدالدوله در برخی از متون ادبی دستی داشته و به این خاطر دانشمندان و ادبای زیادی را گرد خود جمع کرده و آنها را به تألیف و تصنیف کتاب تشویق می کرد.[11] بعنوان مثال ابواسحاق صابی کتابی را در اخبار واحوال آل بویه به نام (التاجی) تألیف کرد؛ دانشمند معروف نحوی ابوعلی فارسی کتاب (الایضاح) و(التکملة) را در علم نحو برای او تألیف کرد.[12] و بسیا ری از شاعران صاحب نامی چون متنبّی والاسّلامی در معیت او بودند و عزالدوله و تاج الدوله از شعرای آل بویه بوده اند.و به قول ثعالبی خود عضدالدوله نیز شعر می سرود. [13]

از جمله وزرای شاعری که در عصر آل بویه شهرت یافته اند ابن عمید وزیر رکن الدوله و صاحب بن عباد وزیر مؤیدالدوله و برادرش فخرالدوله بوده اند که آثار قلمی آنان همچون ستارگانی بر تارک این دوره می درخشند. و عبدالعزیز بن یوسف حکّار نیز کاتب دیوان انشا د ر دوره ی عضدالدوله و وزیر بهاءالدوله است که شاعری توانا و از دوستان شریف رضی است. ابوسعدعلی بن محمد بن خلف از جمله ی این شاعران است که کتاب             (حماسه)ی ابوتمام را با نام (المنثور البهائی) برای بهاءالدوله به صورت نثر درآورده و از کاتبان صاحب نام دیوان آ ل بویه و از دوستان رضی است.

 شاعر و ادیب وسخن شناس توانای دیگری به نام شاپور اردشیر که درزمان شرف الدوله و برادرش  فخرالدوله به پست وزارت رسید.

 ب: مظاهر فرهنگی و ادبی قرن چهارم:

 وجه تمایز این قرن از میان قرون مختلف ادبی گذشته این است که خواستگاه جنبش عظیم فکری عربی و اسلامی است که بدنبال آن شعر و ادب نیز شاهد خیزش بسیار بلند و شکوفایی چشمگیری شده که بیشترین و معروفترین شاعران ادبیات عرب را به این دوره اختصاص داده است. در این دوره گروه جدیدی از نویسندگان و ترسّل نویسان بوجود آمدند و نقد و نقادی تحولی بنیادی یافت و کتابهای معروف و فراوانی در این زمینه نگاشته شد و فرهنگنامه های قطور مختلفی ظهور کرد. دستگاه خلافت و دربار شاهان ال بویه و حتی کاخهای وزرا و امرا نیز مملوّ از دانشمدان بود و جلسات بحث و مناظره رونق گرفت و دانش پژوهانی از اکثر نقاط به مرکز فرهنگی و علمی( بغداد) آمدند و  حلقه های تدریس و تدرّس را وسیع تر ساختند که حاصل آن تربیت دانشمندان زیادی در شاخه های مختلف علمی و ادبی است که کتابهای تألیف شده در این دوره و عمق آثار علمی و ادبی این دوره گواه براین حقیقت است.

 1- شعر

 شعر و شاعری نیز از این قافله عقب نماند، ابواب و اقسام شعر تنوع گسترده ای یافت و سبکهای شعری متعددی پدید آمد و لذا دیوان شعرا گونه های متنوع شعری را در خود جای داد که عبارتند از: اخوانیات، واسوخت، و سلطانیات، مقارضات، و مداعبات که حتی اشعاری چون ثلجیات(برف و باران) فیلیات و برذونیات[14] نیز جزء آنهاست.

شعر این دوره با ورود اندیشه های یونانی و هندی و ایرانی به حوزه ی    اندیشه ی اسلامی کاملاً بارور شده که نمونه ی بارز آن اشعار ابوالطیب متنبّی است که پر از امثال و حکم یونانی است و در اشعار ابوالعلاء معرّی معانی و مفاهیم فقهی و فلسفی و صوفی موج می زند. پدیده ی جدیدی که در شعر این دوره ظهور کرده پیدایش چند پاره یا قلعه های کوچک شعری که غالباً به توصیف چیزی خاص می پردازند که در کنار قصاید بلند برای خود جایگاه ویژه ای یافتند. نمونه این پدیده را در دیوان شاعرانی چون متنبّی وشریف رضی به وفور می توان یافت. احمد امین شعر این دوره را به دو بخش تقسیم می کند: بخش نخست شعر کلاسیکی است که شاعرانی چون متنبی و ابوفراس و شریف رضی از این دسته اند و بخش دوم اشعار شعبی (شعر کوچه و بازار یا عامیانه)  است که شاعران حرفه ای و متکسب و دوره گردی چون احنف عکبری، ابن حجاج و ابن سکره از این دسته می باشند. و گرایش مردم این دوره به اشعار مبتذل و تمایل به شهرت و لذت از عوامل اصلی به وجود آمدن این نوع شعر بوده است از مشهورترین و معروفترین شاعران این دوره شریف رضی، متنبی و ابوفراس حمدانی می باشند.

 نیمه ی دوم قرن چهارم آغاز ظهور شاعران توانا و صاحب نامی است که تا حدی ادبیات عرب مدیون این چهره های ادبی است که عبارتند از: ابوالفرج محمدبن احمد معروف به و أواء دمشقی م 390 هـ. ابوالحسن محمد عبدالله السلامی م 393 هـ. ، ابوالفراج ببغاء م 398 هـ.، ابوالعباس احمدبن محمد نامی م 399 هـ.، ابن نباته ی سعدی [15] م . 405 هـ.، مهیار دیلمی م. 428 هـ.، ابوالعلاء معری احمدبن سلیمان م. 449 هـ. که ادیب فیلسوف یا فیلسوف ادیب است.[16]

از میان شاعران معاصر رضی معمولاً نام دو شاعر کمتر به میان می آید و یا در بین شاعران برجسته دیده نمی شود. این دو شاعر ابن سکّره و ابن حجاج هستند که به علت اشعار مبتذل و مفاهیم لغو و لهو آن معمولاً در حاشیه قرار گرفته اند. با همه ی این اوصاف بخاطر اقبال عمومی، این دو شاعر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند و حتی اشعار و سروده های آنها با قیمتهای گزاف در بازار خرید و فروش می شد، و برخلاف ناهنجاریهای موجود در شعرهای آنها، بازهم مردم به آن شوروشوق نشان می دادند. [17]وصف مجالس لهوولعب از ابداعات ابن سکّره بوده است. [18]وهمه متفق القول براین باورند که عاشق یک زن خواننده سیاه پوستی به نام «خمرة» شده بود که درعشق او بیش از ده هزار بیت سروده است.[19] و حکایتهای او نقل مجالس شب نشینی های بغداد شده بود. نفوذ اشعار او چنان بود که حتی در شخصیت نفوذ ناپذیری چون شریف رضی نیز اثر گذاشت و ناخودآگاه و یا آگاهانه به سمت سرودن چکامه های بلند غزل و تغزل به زنان سیاه نمکین کشیده شد.[20] ولی ابن حجاج در سرودن اشعار نامربوط یکّه تاز میدان است که هیچکس در این عرصه بر او سبقت نگرفته و یارای مقابله با او را ندارد. اشعار ابن حجاج چنان موقعیت او را بالا برد و اموال وا ملاکی برایش بوجود آورد ه که در هر جا شفاعت و میانجیگری او را می پذیرفتند و خواسته اش را برآورده می کردند. همه ی اشعار او در شعرهای ناپسند و نامربوط خلاصه نمی شد بلکه در سایر ابواب شعر نیز دستی توانا داشته است. [21]  و به این دلیل مرحوم رضی عنایت خاصی به اشعار او داشته و لذا به بررسی آنها پرداخت و گلچینی از اشعار او را در قالب مجموعه ای بنام« الحسن من شعر الحسین» گردآوری کرد و حتی در ماتم او مرثیه ای برایش سرود.[22]

سؤالی که در اینجا برای همه پیش می آید این است که چگونه شخصیتی چون شریف رضی دست به چنین اقدامی می زند؟ و آیا اقدام او از روی رضایت قلبی بوده و یا تحت تأثیر جو حاکم بر جامعه ی آن روزگار گرفته است؟ غالب فخر و مباهات رضی به اشعار   نبوغ خود بوده و لذا به نظر می رسد که گزینش و گلچین اشعار ابن حجاج در حقیقت یک واکنش درونی و بازکردن عقده ها و نشان دادن خشم و نارضایتی نسبت به جهت گیریهای غلط جامعه و مردم و بی توجهی و بی علاقه بودن آنها به شعر اخلاقی و اصیل می باشد. و کار شریف بیانگر آن است که وی مجذوب ظرافت و لطافت روحیه ی اوشده و همانطور که خودش گفته: این کار متناسب با ذوق و خواسته ی زمانه اش بوده است و اینکه او شیفته ی مفاهیم مستهجن و نامربوط شده باشد کاملاً مردود است.

 و شریف نیز این نکته را دریافته بود که چنین کارهایی باعث ایجاد حسّ رقایت در بین شاعران خواهد شد. و تمایل شاعران به کسب مقام و شهرت و اقبال مردم به آنان نیز موجب انحراف شعر از مسیر اصلی خواهد گردید. و لذا برای دفاع از هویت شعر و پاک ساختن ساحت شاعران به چنین کاری اقدام نمود. او حتی از جبهه گیری مردم و نقادان در مورد شعر متنبّی نیز چنداان راضی و خشنود بنظر نمی رسد. [23] و با وجود اینکه خودش را « سیدالشعرا» یعنی سرآمد شاعران می داند و همیشه به اشعار خود افتخار می کند وبه شاعر بودنش می بالد و در اشاره به موضوع قبلی چنین می گوید:

« یأس و ناامیدی مرا ساکت خواهد کرد در حالیکه در سینه خواسته ای دارم....»

سود و فایده ی سخنان با ارزش برای کسانی غیر ازمن است در حالیکه زیان و ضررهایش برای من بوده است و آیا گروهی پست و لئیم می تواند ادعای حفظ ارزشهای اخلاقی نماید با اینکه شخصی چون من در میان آنان ضایع و تباه شده است.»[24]

2- نثر:

نثر نیز بنوبه ی خود یکی از میدانهای توسعه ی فکری قرن چهارم به شمار می رود. ظهور نویسندگان زبردست و ترسل نویسان اندیشمند و قوی، نثر و نگارش را به مرحله فوق پیشرفته رساند و بدون اغراق، نویسندگی ماهرانه یکی از راههای کسب مدارج و مناصب گردید و حتی افرادی از ادیان مختلف چون صابی بخاطر داشتن این فن مهم به مقام ریاست دیوان رسائل بغداد رسیدند. با وجود نثرپردازان مهمی چون ابوالفراج اصفهانی، ابوعلی قالی، ابن العمید، ابواسحاق صابی و ابوبکر خوارزمی رضی نیز بنوبه ی خود و بخاطر نگارش نامه های ادبی شیوا با صابی و مکاتباتی که با برخی از بزرگان معاصر خود داشته، سهم بسزایی را در گسترش این فن به خود اختصاص داده است.

3- نقد:

گروهی از ادبیان و سخن شناسان این دوره به نقد و بررسی عالمانه و ادبیانه اشعار روی آوردند که مجموعه های گرانبهایی را در این زمینه از خود به یادگار گذاشتند که امروزه جزء میراث گرانبهای ادبیات عرب به شمار می رود. این افراد عبارتنداز: ابوالحسن محمدبن احمد بن طباطبا العلوی نویسنده کتاب(عیار الشعر)، قدامه بن جعفر کتاب(نقدالشعر)، علی بن عبدالعزیز جرجانی کتاب(الوساطه بین المبتنی و خصومه)، حسن بن بشر الآمدی کتاب(الموازنة بین شعر ابی تمام و البحتری)، ابوهلال حسن بن عبدالله بن سهل عسکری کتاب(الصناعتین)، ابومنصور ثعالبی کتاب(یتیمة الدهر) و ابوالعلاء المعرّی کتاب(رساله الغفران) و (عبث الوعید).

 

منابع

 

1- قرآن کریم

2- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، داراحیاء التراث العربی، ج 1

3- ابن اثیر (عزالدین الجزری) – الکامل فی التاریخ، دار صادر و دار بیروت چاپ 1996 م. نسخه ی دارالفکر 1978 م.– ج 7 و ج 9

4- ابن جوزی (ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی)، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، مطبعة دار المعارف، الطبعة الاولی، 1939 هـ.

5- ابن خلّکان (ابوالعباس شمس الدین احمدبن محمدبن ابی بکر)، وفیات الأعیان، تحقیق شیخ محمد محی الدین عبدالحمید، مکتبة النهضة المصریة الطبعة الاولی، 1984 م.

6- ابراهیمی (دکتر محمود)، شرح فارسی دیوان ابوالعلاء معرّی (سقط الزند) دانشگاه کردستان، چاپ اول، 1381 هـ.

7- ابراهیم نژاد (محمد)، سید رضی بر ساحل نهج البلاغه، چاپخانه سپهر، چاپ اول بهار 1382 هـ.

8- امینی (علامه عبدالحسین)، الغدیر، دارالکتاب العربی بیروت، لبنان، ج 4.

9- امینی (علامه عبدالحسین) شهیدان راه فضیلت ترجمه ی شهداء الفضیلة.

10- امینی (دکتر شیخ محمد هادی)، الشریف الرضی، موسسه نهج البلاغه، چاپخانه شمشاد، چاپ اول، 1408 هـ، 1366 ش.

11- ابوعلیوی (حسن محمود)، الشریف الرضی، دراسة عصره و أدبه، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان، الطبعة الاولی، 1406 هـ. 1986 م.

12- امین (سید محسن)، اعیان الشیعة، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1403هـ. ج 2.

13- بغدادی (ابوبکر احمدبن علی الخطیب)، تاریخ بغداد، دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان، ج 2.

14- بروکلمان (کارل)، تاریخ الادب العربی، ترجمه ی عبدالحلیم النجّار دارالمعارف، الطبعة الثانیة، 1968 م. الجزء الثانی.

15- تهرانی (علامه آغا بزرگ)، الذریعة الی تصانیف الشیعة، طبعة النجف، العراق، الطبعة الاولی، 1959 م.

16- الثعالبی (ابومنصور)، یتیمة الدهر فی محاسن اهل العصر، دارالکتب العلمیة، بیروت 1403 هـ.

17- الشریف الرضی (ابوالحسن محمد)، دیوان الشریف الرضی، داربیروت، 1403 هـ.

18- الشریف الرضی (ابوالحسن محمد) دیوان الشریف الرضی، صنعة أبی حکیم الخبری، الدکتور عبدالفتاح الحُلو، الجمهوریة العراقیة، وزارة الاعلام،         الجزء الثانی، و الطبعة الاولی، 1977 م.

19- الشریف المرتضی (ابوالقاسم) دیوان السید المرتضی، تحقیق رشید الصفار، داراحیاء الکتب العربیة 1958 م.

20- شهرستانی (هبة الدین)، پیرامون نهج البلاغه، ترجمه ی ماهو نهج البلاغة، مترجم سید عباس اهری، بنیاد نهج البلاغه.

21- حسن (محمد عبدالغنی)، تلخیص البیان فی مجازات القرآن، داراحیاء الکتب العربیة، 1955 م.

22- الحلّی (الشیخ عبدالحسین) مقدمه کتاب حقائق التأویل، منتدی النشر، الطبعة الاولی، بغداد، 1936 م. ج 5

23- حکیمی (استاد محمد رضا)، دانش مسلمین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

24- حنّا الفاخوری، الجامع فی تاریخ الأدب العربی – الأدب القدیم، دارالجیل، بیروت، لبنان، بدون تاریخ.

25- خلیل (جرّ)، فرهنگ لاروس، ترجمه ی سید حمید طبیبیان، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران 1375 هـ ش.

26- صبحی صالح، نهج البلاغة امام امیرالمؤمنین علی (ع)، دارالاسوة للطباعة و النشر، قم، 1381 هـ. ش.

27- صدر (سید حسن) تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام.

28- زیدان (جرجی)، تاریخ آداب اللغة العربیة، دارمکتبة الحیات، بیروت، چاپ دوم، 1978 م. ج 2

29- ذهبی (حافظ) العبر فی خبر من غبر، دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان، ج 2.

30- عباس (احسان)، الشریف الرضی، دار بیروت، 1959 م.

31- عبدالزهراء حسینی (الخطیب)، مصادر نهج البلاغة و أسانیده، مطبعة القضاء، النجف الاشرف، الطبعة الاولی 1965 م.

32- دوانی (علی)، سید رضی مؤلف نهج البلاغه، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، 1364 هـ.

33- دیلمی (مهیار)، دیوان، احمد نسیم، مؤسسة النور للمطبوعات، بیروت، لبنان، 1420 هـ. 1999 م.

34- متز (آدم) الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری، ترجمه ی محمد عبدالهادی، الطبعة الثالثة، بدون تاریخ، الجزء الاول

35- محي الدین (عبدالرزاق)، شخصیت ادبی سید مرتضی، ترجمه ی ادب المرتضی، ترجمه ی جواد محدثی، موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، چاپخانه ی سپهر، 1373 هـ ش.

36- محي الدین (عبدالرزاق)، ادب المرتضی من سیرته و آثاره، مطبعة المعارف، بغداد، الطبعة الاولی، 1957 م.

37- المعجم الوسیط، تألیف مجموعه ی نویسندگان، مکتب نشر الثقافة الاسلامیة، الطبعة الخامسة، 1416 هـ. 1374 هـ. ش، فی جزئین.

38- مبارک (محمد زکی عبدالسلام) النثر الفنی فی القرن الرابع الهجری، مطبعة السعادة، الطبعة الثانیة، 1934 م.

39- مبارک (محمد زکی عبدالسلام) عبقریة الشریف الرضی، بیروت لبنان، 1403 هـ.

 

تعداد صفحات:269

متن کامل را می توانید دانلود نمائید چون فقط تکه هایی از متن در این صفحه درج شده (به طور نمونه) و ممکن است به دلیل انتقال به صفحه وب بعضی کلمات و جداول و اشکال پراکنده شده یا در صفحه قرار نگرفته باشد که در فایل دانلودی متن کامل و بدون پراکندگی با فرمت ورد wordکه قابل ویرایش و کپی کردن می باشند موجود است.


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 5,800 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
file6_1724992_5680.zip222.5k